وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ »
« 1 » گويد كه او اوّلين ايمان آورنده به رسول خداست ، و اين مطلب را قول ابن عبّاس و جابر بن عبد الله انصارى و زيد بن ارقم و محّمد بن المنكدر و ربيعة الرّاى مىداند . و خود آنحضرت اين معنى را در ابياتى كه بعد از مدّتى مديد سرودهاند و راويان ثقه و مطمئن و ثبت از آنحضرت نقل كردهاند مىفرمايد :
مُحَمَّدٌ النَّبِّى اخِى وَ صِنوِى * وَ حَمزَةُ سَيِّدُ الشُهداءِ عَمَّى
وَ جَعفَرٌ الَّذِى يُضحِى وَ يُمسِى * يَطِيرُ مَعَ المَلئكةِ ابنُ امِّى
وَ بِنتُ مُحَمَّدٍ سَكَنِى و عِرسِى * مَنُوطٌ لَحمُهَا بِدَمِى وَ لَحمِى
وَ سَبطَا أحمَدِ وُلدَاىَ مِنهَا * فَايُّكُمِ لَهُ سَهمٌ كَسَهمِى
سَبَقتُكُم الَى الاسلامِ طُرّاً * غُلاماً مَا بَلَغتُ أوَانَ حُلمِى
وَ اوجَبَ لِى وِلايَتَهُ عَلَيكُم * رَسولُ اللهِ يَومَ غَديرِ خُمٍّ
فَوَيلٌ ثُمَّ وَيلٌ ثَمَّ وَيلٌ * لِمَن يُلقِى الالهَ غَداً بِظُلمِى « 2 »
محمّد رسول خدا برادر من ، و شاخه روئيده از اصل و ريشهاى است كه من نيز شاخه ديگر آن هستم ؛ و حمزه سيّد الشّهداء عموى من است .
و جعفرىكه روزها و شبها در بهشت برين با ملائكه رحمت بهپرواز در مىآيد ، فرزند مادر من است .
و دختر محمّد ، آرام دل و تسكين خاطر و زوجهء من است ، كه گوشت او با خون و گوشت من بستگى پيدا نموده است .
و دو سبط رسول خدا ؛ احمد ، دو فرزند من هستند ؛ پس كدام يك از شما مانند من سهميه و بهرهاى دارد .
من از تمام شما زودتر به اسلام سبقت گرفتم ، در وقتىكه طفل بودم ، و هنوز زمان احتلام من نرسيده بود .
و واجب كرد رسول خدا در روز عيد غدير خم سرپرستى و زعامت شما را براى من .
هامش
( 1 ) سوره واقعه : 56 - آيه 10
( 2 ) در « فصول المهمه » فقط از اشعار فوق چهار بيت ( 1 و 3 و 5 و 7 ) را ذكر مىكند