مىشود كه افرادى را كه خداوند هدايت كند آنان راه يافته بوده و هيچ القاء شيطانى از تسويلات جنّ و انس در آنها اثرى نمىگذارد و اگر تمام عالم جمع شوند نمىتوانند آنان را از راه بيراه نموده و گمراه كنند ، و در اراده و علوم و اختيار آنان تصرّفى نموده و آنان را متزلزل نمايند .
و از طرف ديگر مىفرمايد :
« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيراً أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ »
« 1 »
اى فرزندان آدم ! آيا من با شما پيمان نبستم كه عبادت شيطان را ننموده از او پيروى نكنيد او دشمن آشكار شماست و مرا عبادت كنيد و از من پيروى نمائيد كه ايناست راه مستقيم ؟
و بدرستىكه شيطان افراد بسيار و طوائف فراوانى را گمراه نموده آيا شما تعقّل نمىكنيد ؟
در اين آيه پيروى از شيطان را گمراهى و اضلال تعبير نموده است .
بنابراين بهمقتضاى آيات سابق الذكر پيغمبران را خدا هدايت نموده و كسى را كه خدا هدايت كند براى او گمراه كنندهاى نخواهد بود .
و گمراهى به مفاد اين آيه عبارت است از پيروى شيطان ، و معصيت و گناه و توجّه بهغير حقّ ، و متأثّر شدن از القاآت نفس امّاره ، و چون پيمبران را مضلّى نيست بنابراين براى آنان القاآت شيطانيّه و تسويلات نفسيّه و معصيت و گناه نيست ؛ و اين است معنى عصمت .
بنابراين از اجتماع اين سه دسته از آيات قرآن بهطور وضوح عصمت راه يافتگان بههدايت خدا ثابت و مبرهن گرديد ، و الحمد لله .
عصمت اميرالمؤمنين عليه السّلام
اين استدلال راجع بهعموم مقرّبان خداست ولى أميرالمؤمنين عليه السّلام كه يعسوب الدّين و ولىّ المؤمنين و قائد الغرّ المُّحَجَّلِين است بهنحو اولى و اتمّ دلالت بر عصمت آنحضرت دارد .
آنهحضرت از كودكى در دامان حضرت رسول اكرم پرورش يافت ، و در تحت تعليم و تربيت رسول خدا بود .
هامش
( 1 ) سوره يس : 36 - آيه 60 - 62