« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 1 »
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
« 2 »
تمام موجوداتىكه در روى زمين زيست مىكنند فانى و هلاك شوندهاند ، مگر وجه الله كه در آن فنا و زوالى نيست .
از ملاحظه اين دو آيه با دو آيه سابق الذكر بهدست مىآيد كه همان افرادى را كه خدا مىخواهد ، و بهواسطه نفخ در صور نمىميرند ، كسانى هستند كه وجه الله شده و نمايش دهندهء خدا به تمام معنى گشتهاند ، يعنى اولياى خدا و مقرّبين درگاه او مرگ ندارند .
و با انضمام اين نتيجه به آيه سابق كه فرمود :
« فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ »
، استفاده مىشود كه بندگان مخلَص خدا نه سؤال و كتابى دارند ، و نه مرگ و انعدامى ، بلكه پيوسته آنها بهحيات حّقّ أبداً سرمداً زنده خواهند بود .
د : پاداش و جزاى مخلَصين در مقابل عمل نبوده و بيحدّ و حصر است
رابعاً خداوند علىّ أعلى ، براى بندگان مخلَص خود جزائى محدود و معيّن قرار نداده است ، چون هر چه از بهشت و نعمتهاى بهشتى به آنها بدهد ، كمتر از مقام و منزلت آنهاست ، بلكه جزاى آنها خود ذات أحديّت و مشاهده انوار جمال اوست و بس .
« وَ ما تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ »
« 3 »
مزد و جزاى آنها بيحدّ و بىحساب بوده ، چون آنها از نفس و عالم مقدار عبور كرده و به درياى عظمت و جلال رسيدهاند ، لذا نفس تحقّق در آن مقام جزاى لا متناهى و بى عدّ و حدّ آنان خواهد بود .
بارى از اين آياتى كه درباره مخلَصين و مقام و منزلت آنان ذكر شد ، استفاده مىشود كه مخلَصين از بندگان خدا من جميع الوجوه غير از ساير بندگانند ، آنان مصون بصيانت حضرت ذو الجلال بوده ، و هيچ آفتى از گناه و معصيت كه لازمه سيطرهء شيطان و نفس امّاره است در آنها نيست .
و اين معنى عصمت از گناه است كه خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد : ما كه حضرت يوسف را از ابتلاى بهگناه با زليخا حفظ كرديم ، بعلّت آن بود كه او از
هامش
( 1 ) سوره القصص : ( 28 ) - قسمتىاز آيه 88
( 2 ) سوره الرّحمن : 55 - آيه 26 و 27
( 3 ) سوره الصّافات : ( 37 ) - آيه 39 40