خدا و وصول بهمقام عزّ اوست ، و تا انسان به اين مطلوب نرسد آرام نمىگيرد ، و براى وصول به اين مقام نياز بهمجاهده با نفس امّاره دارد ، يعنى در هر لحظه بايد مراقب بوده ، كارى خلاف رضاى خدا از او سر نزند و كردارش صالح باشد .
اخلاص در عمل صالح يگانه وسيله نيل بهمقصود است .
« فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »
« 1 » در هر قدمى كه بر مىدارد از تسويلات نفس و تزيينات ابليس روى گردانيده ، دل بهخداى خود بسپارد و خواطر شيطانى را از ضمير خود بهدور ريخته ، نفس متحرّك و موّاج و مضطرب خود را به ياد خدا آرام كند .
اين عمل احتياج بهمجاهده دارد ، مجاهدهء با نفس و رسيدن بهمنزل اخلاص ، تا از مخلِصين گردد ، و در تمام كارها از عبادت و غير آن در هيچ چيز غير خدا را منظور و مقصود خود نداند ، و صرفاً كردارش خالصاً لوجهه الكريم بوده باشد .
چون انسان در هيچ حال از تهاجم افكار و خيالات وارده در قلب خالى نيست ، حتّى در حال سكوت و استراحت ، خواطر بدون اختيار مانند سيل به دل انسان هجوم مىآورند ، و حتّى در حال خواب ، خواطر از انسان دست برنمىدارند ؛
لذا براى سكون و آرامش دل بايد با ذكر خدا و مجاهدهء بسيار قوى در مقابل هجوم خاطرات مقاومت نمود ، و دل را از دستبرد آنان محفوظ نگاهداشت ، و در هر لحظه از منويّات شخصى دست برداشت ، و اختيار و رضاى حضرت بارى تعالى را بر رضا و اختيار خود ترجيح داد .
اگر انسان بهيارى و توفيق خدا در اين مرحله ايستادگى بنمايد ، و مجاهدهء خود را ادامه بدهد كم كم همه مراتب شخصيّت طلبى و استكبار و استقلال منشى او خداحافظى نموده و مىروند ، و ذلّ عبودّيت نسبت به ساحت حضرت معبود و روح خدا طلبى و نياز و فقر بدرگاه او جانشين آن مىگردد .
از خود پرستى برون رفته خدا پرست مىگردد و حقيقت عبوديّت را در خود ملاحظه و مشاهده مىكند ، قلب او آرام مىگيرد ، و از نوسان و حركت مىايستد ، و از اضطراب و آشفتگى به اطمينان و سكون رهبرى مىشود ؛ وجودش و سرّش پاك و پاكيزه مىگردد و خواطر شيطانى ديگر بهدو راه پيدا نمىكند ، و ساير خواطر با اجازه او بدرون دل راه مىيابند ، و بدون اجازه ، حق ورود ندارند .
هامش
( 1 ) سوره كهف : ( 18 ) - آيه 110