يكى ديگر « 1 » از استدلالات بر عصمت انبياء ضّم دو آيه از آيات قرآن است ، اوّل گفتار خداى تعالى :
« وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً »
« 2 »
استدلال ديگر از قرآن بر عصمت انبياء
و كسانىكه خدا و رسول خدا را اطاعت كنند ، آنها با زمرهء افرادىكه خدا به آنها نعمت داده از پيمبران و صديقين و شهدا و صالحين بوده ، و آنان بسيار رفقاى خوبى براى اينان خواهند . دوم گفتار خداى تعالى :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ »
« 3 »
خداوندا ما را بهراه راست راهنمائى نما ، راه آن كسانىكه به آنها نعمت دادى نه راه آنان كه بر آنها غضب نمودى ، و گمراه شدند .
از آيه اوّل استفاده مىشود كه خدا به انبياء و شهداء و صديقين و صالحين نعمت داده است ؛ و از آيه دوّم استفاده مىشود كه كسانى را كه خدا به آنها نعمت داده است ضالّ و گمراه نخواهند بود .
بنابراين انبياء و شهداء و صديقين و صالحين گمراه نخواهند بود ؛ و چون هر معصيت و گناهى ضلال است لذا از آنها گناه و معصيت سر نمىزند .
يعنى شأن و مقام آنها طورى است كه داراى ملكهء حافظه از معصيت و گناهند و اين معنى عصمت از گناه است ، و نيز چون اشتباه در تلقّى احكام و وحى الهى و در معارف كليّه الهيّه ، و در تشخيص امور جزئيه و اشتباه در تبليغ نيز ضلال است ، لذا آنها در هيچ مرحله از اين مراحل دچار خبط و اشتباه نمىگردند ، و روى اين بيان عصمت آنها نيز ، در دو مرحله تلقّى وحى و معارف الهيّه و مرحله تبليغ و ترويج خواهد بود .
أميرالمومنين عليه السّلام حائز مقام عصمتند
أميرالمومنين عليه السّلام از طرف خدا داراى مقام عصمت بوده و وصىّ و وارث و خليفهء رسول خدا ، و اوّلين كسى است كه به
هامش
( 1 ) تفسير الميزان ج 2 ص 140
( 2 ) سوره نساء : 4 - آيه 69
( 3 ) سوره فاتحه : 1 - آيه : 6 و 7