اين طائفه به منزلهء نصارى هستند كه دربارهء عيسى غُلوّ كرده به تثليث قائل شدهاند .
شيخيّه ، نيابت خاصّه و بابيّتِ حضرت حجّة عجّل اللهُ تعالى فرجَه را براى خود قائل هستند . » « 1 » مرحوم ادْوارْد براوْن در مقدّمهء كتاب « نقطة الكاف » راجع به شيخيّه و اصول مذهبى ايشان چنين نوشته است :
« غُلاة چندين فرقه بودهاند كه در جزئيّات با هم اختلاف داشتهاند ولى به قول محمّد بن عبد الكريم شهرستانى در « مِلَل و نِحَل » معتقدات ايشان از چهار طريقه بيرون نبوده است : تناسخ ، تشبيه يا حُلول ، رَجعت ، بَداء .
شيخيّه يعنى پيروان شيخ أحمد احسائى را در جزء اين طريقهء اخيره بايد محسوب نمود .
ميرزا على محمّد باب و رقيب او حاجى محمّد كريمخان كرمانى كه هنوز رياست شيخيّه در اعقاب اوست ، هر دو از اين فرقه يعنى شيخيّه بودند .
بنابراين ، اصل و ريشهء طريقهء بابيّه را در بين معتقدات و طريقهء شيخيّه بايد جستجو نمود .
اصول عقائد شيخيّه از قرار ذيل است :
1 - ائمّهء اثنى عشر يعنى علىّ با يازده فرزندش ، مظاهر الهى و داراى نعوت و صفات الهى بودهاند .
2 - از آنجا كه امام دوازدهم در سنهء 260 از أنظار غائب گرديد و فقط در آخر الزّمان ظهور خواهد كرد براى اينكه زمين را پر كند از قسط و عدل بعد از آنكه پر شده باشد از ظلم و جور ، و از آنجا كه مؤمنين دائماً به هدايت و دلالت
هامش
( 1 ) « روضات الجنّات » طبع طهران ، ص 285 - ص 286 ( تعليقه )