كردهاند :
شيخ احسائى بواسطهء حائز نبودن علوم معقول ، موجب مذهبهاى مبتدعه گرديد
« 8 - مذهب و پيروان شيخ :
مرحوم حاج ملّا هادى سبزوارى حكيم معروف ، در بحث أصالة الوجود در شرح منظومهء خود حاشيهاى مرقوم داشتهاند كه تمام اساتيد علم و حكمت ، روى سخن محقّق سبزوارى را به شيخ أحمد احسائى مىدانند . ترجمهء حاشيهء « منظومه » اينست :
« هيچيك از حكماء به اصالت وجود و اصالت ماهيّت معتقد نبوده مگر يكى از معاصرين كه اين عقيده را قائل است و قواعد فلسفى را مورد اعتبار قرار نداده و در بعضى از مؤلَّفات خود گفته است :
وجود منشأ كارهاى نيك است و ماهيّت منشأ كارهاى زشت ؛ و اين امور اصلى هستند و اولويّت براى اصليّت دارند .
بديهى است كه مىدانيد كه شرّ عدمِ مَلكه است ؛ و علّت عدم ، عدم است و چگونه ماهيّت اعتبارى را توليد مىكند .
بدانكه براى هر ممكنى زوج تركيبى ماهيّت و وجودى است . و ماهيّت را كلّى طبيعى نيز مىگويند كه در جواب ما هو گفته مىشود .
و هيچيك از حكماء نگفتهاند كه ماهيّت و وجود دو اصل هستند ؛ چه اين گفته لازمهاش اينست كه هر چيزى دو چيز متباينى باشد . » « 1 »
حاج ملّا نصر الله دزفولى كه از معاريف علماى دورهء ناصرى است و « شرح نهج البلاغة ابن أبى الحديد » را حسبالامر ناصر الدّين شاه در شش جلد
هامش
- با كمال تشكّر از نويسندهء آن با پارهاى توضيحات و اضافه و نقصانهائى كه به اذن خود نويسنده به عمل آمده ذيلًا درج مىكنيم . مجلّهء يادگار »
( 1 ) « شرح منظومه » حاج ملّا هادى سبزوارى ، ص 5 ، چاپ طهران - 1298 ( تعليقه )