حقيقيّهء ازليّه .
عرض كرد : دراينباره ، توضيح و بيانى را براى من بيفزا !
فرمود : جذب نمودن مقام احديّتش با صفت يكى كردن و وحدت بخشيدن جميع كائنات و ماسوى را به سوى خودش .
عرض كرد : دراينباره ، توضيح و بيانى را براى من بيفزا !
فرمود : نورى است كه از سپيده دم ازل و تجرّد ، اشراق مىكند ؛ و آثارش كه توحيد و يكى كردن است بر تمامى مظاهر وجود و شئؤونات وحدت ظاهر مىگردد .
عرض كرد : دراينباره ، توضيح و بيانى را براى من بيفزا !
فرمود : چراغ انديشه و فكر را خاموش كن كه تحقيقاً صبح حقيقت و شهود و مشاهده طلوع نموده است . »
شرح و تفسير سيّد حَيْدر حديث « مَا الْحَقِيقَةُ » كميل را
سيّد حَيدَر در شرح اين فقرات آورده است :
« اين گفتار داراى معانى بسيار مىباشد كه شارحين آن طىّ شروحشان ذكر كردهاند .
و امّا شرح معنى آن بطور اجمال اينست كه : حضرت اشاره مىنمايد به ظهور خداى تعالى به صورت مظاهر ، و به عدم مظاهر در عين ثبوت آنها . زيرا گفتارش : كَشْفُ سُبُحَاتِ الْجَلَالِ مِنْ غَيْرِ إشَارَةٍ ، اشاره مىباشد به رفع كثرت اسمائيّه پس از رفع كثرت خلقيّه ، كه از آن دو تا به « مظاهر » تعبير مىگردد .
و نيز اشاره مىباشد به اثبات آنها و تحقّق آنها بدون اشارهاى ، خواه اشارهء عقليّه باشد خواه حسّيّه . و اين رمز نيكوئى است كه اشاره دارد به احاطه و اطلاق حقّ تعالى ؛ به سبب آنكه محيط مطلق اصلًا قابل اشاره نمىتواند بوده باشد . زيرا كه آن اشاره امكانپذير نمىباشد بلكه ممتنع و مستحيل است .
و تقييد « سُبُحات » به جلال دون جمال ، به علّت آنست كه جلال