مقدّمهء ديگرى محسوب مىشود .
مقصد اوّل تهذيب نفس و تصفيهء آن از كدورات و ظلمات و تخليه از رذائل و صفات ناپسند ، و تحليهء آن به اوصاف جميله و كمالات معنويّه است . و اين امر احتياج به معرفت نفس و قلب و شناسائى صفات خوب و بد دارد تا بدينوسيله بتوانند به تطهير و تزكيه و تنوير و تحليهء نفس و قلب بپردازند . و اين مقصد بزرگى است كه در آن ، اهل شرع و كافّهء علماء با آنان شريك هستند . و چگونه در اين امر با آنان شريك نباشند درصورتىكه عبادت و آداب دينى براى همين كار وضع شده ، و ارسال رُسل و انزال كتب براى آن بوده ، و در قرآن مجيد اهتمام به امر قلب و تهذيب آن زياد شده .
و صوفيّه در اين مقصد بزرگ كتب و مؤلَّفاتى دارند كه در آنها مطالب سودمند بسيار است ، امّا در ضمن آنها گفتگو از رياضات محرّمه و بدعت و دروغ هم ديده مىشود .
مقصد دوّم ادّعاهائى است كه از نتيجهء تهذيب نفس و رياضات مىكنند ؛ و دم از « وُصول » و « اتّحاد » و « فناء » و امور ديگرى از اين قبيل مىزنند . در اين مقصد اهل شرع و دين با آنان شريك نيستند .
و چون در مقصد اوّل علماء بزرگ ، مشارك آنانند لهذا كسانى را كه زياد دنبال آن مقصد رفتهاند ، كوتهنظران طعن زدهاند ؛ و به همين جهت علماء جليل القدرى مانند : أبو الفتوح رازى ، علىّ بن طاوس ، شهيد ثانى و أمثال آنان را به تصوّف نسبت دادهاند . درصورتىكه ملازمهاى بين دو مقصد مذكور نيست و اعتقاد به تهذيب نفس مستلزم اين نمىباشد كه به وصول و اتّحاد و رياضات محرّمه هم اعتقاد پيدا كنند . ( رجوع به « خاتمهء مستدرك الوسائل » جلد 3 ، ص 330 كنيد . )
با اينكه تفصيلى را كه مرحوم حاج ميرزا حسين قائل گرديده حاكى از
الله شناسى (فارسى) — صفحة 326
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٢٦