سلوكش به سوى غايت و مقصدى كه خداوند او را بر آن خلق كرده است از آن انتفاع برد . و اينها عبارت هستند از نعمتهاى الهيّه ؛ فَأسْبَغَ عَلَيْهِ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً « 1 »
بنابراين ، استعمال اين نعمتها بر وجهى كه خداوند آن را بپسندد و انسان را به سوى مقصد و غايت مطلوب او ايصال نمايد ، همان راه و طريق به سوى غايت است ؛ و آن طريق عبارت است از اطاعت . و استعمال آن نعمتها بر وجه جمود و دلبستگى به خودشان و نسيان ماوراء آن عبارت است از غَىّ و ضلالت و گمراهى و انقطاع و بريدگى از غايت ؛ كه عبارت است از معصيت .
و خداوند با حكم بَتّى و قضاء غير قابل برگشت و تبديل خود حكم فرموده است كه انسان حتماً بايد به سوى وى بازگشت نمايد ؛ و او از وى ، از عملش سؤال كند و محاسبه نمايد و طبق آن جزا دهد .
عمل بنده عبارت مىباشد از استعمال نعمتهاى الهيّه . خداى تعالى مىگويد :
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى * وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى * ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى * وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى
« 2 » .
بناءً على هذا سؤال و پرسش از عمل بنده ، سؤال و پرسش از اوست از نعيم ( نعمتها ) كه آنها را به چه گونه به كار بسته است ؟ آيا شكر نعمت گذارده
هامش
( 1 ) اقتباس از آيه 20 ، از سورهء 31 : لقمان :وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً. « و خداوند نعمتهايش را براى شما گوارا نمود ؛ چه نعمتهاى ظاهريّه و چه نعمتهاى باطنيّه . »
( 2 ) آيات 39 تا 42 ، از سورهء 53 : النّجم : « و آنكه براى انسان نيست مگر آنچه را كه سعى مىكند . و تحقيقاً به زودى سعى خود را خواهد ديد ؛ و سپس به وافىترين جزاء ، مورد جزا قرار خواهد گرفت . و تحقيقاً غايت و پايان امر او به سوى پروردگار تو خواهد بود ! »