است از علمى كه در آن شكّ و ريب و ترديد داخل نمىگردد .
و كلام خدا كه مىفرمايد :
لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ
، جواب « لَو » محذوف است . و تقدير آن اينطور مىباشد : اگر شما به علم اليقين بدانيد ، هرآينه آنچه را كه مىدانيد باز مىدارد شما را از تباهى و تفاخر به كثرت . و كلام خدا :
لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ
كلامى مستأنفه ، و لام هم لام قسم است . و معنى اينگونه است : من سوگند مىخورم كه شما البتّه خواهيد ديد جحيم و آتشى را كه پاداش اين تَلَهّى و غفلت و اعراض است . اينطور تفسير كردهاند . « 1 »
علّامه : رؤيت جحيم در دنياست ؛ لَتَرَوُنَّ جواب لَو امتناعيّه است
گفتهاند : جائز نيست كه
لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ
جواب لَو امتناعيّه قرار گيرد ، چرا كه رؤيت جحيم امرى متحقّق الوقوع مىباشد و جواب لو امتناعيّه اينطور نيست
و اين تفسير مبتنى است بر آنكه رؤيت جحيم و آتش در روز قيامت بوده باشد ، همانطور كه فرموده است :
وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى
« 2 »
،
و اين امر مسلّمى نيست ؛ بلكه ظاهر آنست كه مراد ، رؤيت جهنّم قبل از روز قيامت است . نه با رؤيت بصر بلكه با رؤيت بصيرت كه رؤيت قلب باشد ، و آن از آثار يقين است بنا بر آنچه را كه اشاره دارد بر آن گفتار خداى تعالى :
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ
هامش
( 1 ) از جمله كسانى كه اينطور تفسير كردهاند بيضاوى است در تفسيرش ؛ وى مىگويد : « فحُذف الجوابُ للتّفخيم ، و لا يَجوز أن يكونَ قولُه : لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ جواباً ، لانَّه محقَّقُ الوقوع ؛ بلْ هو جوابُ قَسمٍ محذوفٍ اكّد به الوعيدُ و اوضِح به ما أنذَرهم منه بعد إبهامِه تفخيماً . »
( 2 ) آيه 36 ، از سورهء 79 : النّازعات : « و بارز و ظاهر مىشود آتش جحيم براى كسى كه ببيند . » و چون اين سوره در احوال قيامت است ، ازيَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ * تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُاستفادهء قيامت مىشود ، و همچنين از كلمهءبُرِّزَتِ؛ زيرا عالم قيامت عالم ظهور و بروز حقائق است نه اصل عالم حقائق .