به حدّى كه شايد بتوان گفت : در هيچ مسئله و معضلهاى همانند اين مسئله ، اختلاف انظار و آراء وجود نداشته است ؛ تا جائى كه برخى از ملل معظمه انكار اصل وجودش را نمودهاند .
حكيم قدّوسى و عارف قِدّيسى : مرحوم حاجى ملّا هادى سبزوارى أعلى اللهُ رتبَته در عنوان « منظومهء حكمت » خويش ، سبب آن را شدّت ظهور او انگاشته است :
يا واهِبَ الْعَقْلِ لَكَ الْمَحامِدُ * إلَى جَنابِكَ انْتَهَى الْمَقاصِدُ ( 1 )
يا مَنْ هُوَ اخْتَفَى لِفَرْطِ نورِهْ * الظّاهِرُ الْباطِنُ فى ظُهورِهْ ( 2 )
بِنورِ وَجْهِهِ اسْتَنارَ كُلُّ شَىْءْ * وَ عِنْدَ نورِ وَجْهِهِ سِواهُ فَىْءْ ( 3 )
1 - اى توئى كه عقل را بخشايندهاى ، جميع حمدها و ستايشها مختصّ به تست . به سوى جناب تست كه مقاصد بازگشت مىنمايد !
2 - اى كسى كه از زيادى نورت پنهان شدهاى ! ظاهر و آشكار هستى ، و پنهان و مختفى در عين ظهور و آشكارائى .
3 - جميع موجودات به سبب نور وجه اقدس او روشن گشتهاند ؛ و در نزد طلوع نور وجه او سواى وى از مخلوقات و اشياء ، همگى حكم سايه را دارا هستند .
در اين صورت كه خداوند علىّ اعلى ، وجود و هستى محض است ، و خودش به خودش ظاهر است ، و بقيّهء موجودات هستى و وجودشان به هستى او ظاهر است ؛ اين شدّت ظهور و فرط نور چنان تابش گرفته است كه خود موجب اختفاء خويشتن گرديده است . جماعتى اصلًا منكر خدا شدند و