تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
مىباشى » !
خسروا گوى فلك در خم چوگان تو باد * ساحت كون و مكان عرصهء ميدان تو باد زلف خاتون ظفر ، شيفتهء پرچم تست * ديدهء فتح ابد عاشق جولان تو باد همه آفاق گرفت و همه اطراف گشاد * صيت خُلق تو كه پيوسته نگهبان تو باد اى كه انشاى عطارد صفت شوكت تست * عقل كل چاكر طغراكش ديوان تو باد طَيْرهء جلوهء طوبى قد چون سرو تو شد * غيرت خلد برين ساحت بستان تو باد نه به تنها حَيَوانات و نباتات و جماد * هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد حافظ خسته به اخلاص ثناخوان تو شد * لطف عام تو شفابخش ثناخوان تو باد « 1 »

به قدرى كه در خداوند اختلاف است ، در هيچ مسأله‌اى نيست

مسأله‌اى است بس مشكل و مُعضله‌اى است بس غامض كه چرا وجود خداوند رحمن رحيم و حىّ عليم و قدير كه از هر چه بديهى است بديهىتر ، و از هر چه واضح است واضح‌تر است ، بلكه جميع امور بديهيّه و واضحه به بركت بداهت و وضوح وى خلعت بداهت در تن كرده ، و به لباس وضوح ملبّس گشته‌اند ؛ اين‌همه مورد اختلاف انظار و افكار و عقائد در امم و ملّتها شده است تا
هامش
( 1 ) - « ديوان خواجه حافظ شيرازى » از طبع حسين پژمان بختيارى ، ص 74 ، غزل شمارهء 164