نخواهد گشت . و اوست اسْمُ اللَّهِ الْعَظيمُ الاعْظَم ، و نور مُشرِق وى بر هياكل ممكنات كه در نزد حكماء از آن تعبير مىشود به نَفَسِ رَحْمانى و در نزد عرفاء به حَقِّ مَخْلوقٌ بِه و در نزد شرع به رَحْمَتُهُ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ و به حَقيقَة مُحمَّديَّه و به صادر اوّل . ( أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِى . )
و اوست جامع جميع عوالم : عالم جبروت و ملكوت و مُلك و ناسوت ، و همهء عقول مفارقه و مجرّده و مادّيّه ، كلّيّه و جزئيّه ، عرضيّه و طوليّه ، و همچنين همهء نفوس كلّيّه و جزئيّه ، و ارواح و اجسام ، و مُثُل عُلْيا ، و ارباب انواع كه در شرع از آن تعبير به مَلَئكه ، و روح اعظم كه سيّد مَلَئكه و ربّ النّوع آنهاست مىشود .
تمامى اين عوالم ، شرف صدور يافته است از آن وجود مطلق و مبدأ اعلى كه فوق ما لا يَتَناهى است بِما لَا يَتَناهى از جهت قوّت و شدّت و عُدّت و مدّت .
حقّ عزّ شأنه ، آن صادر نخستين را كه جامع جميع كائنات و وجودهاى ممكنات است ايجاد فرمود . آن را به محض مشيّت و ارادهء خود در أزلُ الآزال تا أبدُالآباد ايجاد نمود .
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
. « 1 »
« و نيست امر ما مگر يكى ، مانند يك چشم بر هم نهادن و يك مژه زدن . » و تشبيه به مژه زدن ، از باب ضيق و تنگى كمربند الفاظ است ؛ و گرنه حقيقت دقيقتر و رقيقتر از آنست .
و اوست مَثَل اعلى كه به وجهى از حكايت ، حكايت مىكند از آن ذات مقدّس حقّ كه محتجب است به سرادق عظمت و جبروت و غيب الغيوب .
يا مَنْ لا يَعْلَمُ ما هُوَ إلّا هُوَ
هامش
( 1 ) . آيه 50 ، از سورهء 54 : القمر