غزّالى مىگويد : لَيْسَ فى الإمْكانِ أبْدَعُ مِمّا كانَ . يعنى زيباتر از نظام موجود نظامى امكان ندارد .
اين انسان دستپروردهء اسلام است كه فكرى اينچنين لطيف و عالى پيدا كرده ، درك مىكند كه بلاها و رنجها و مصيبتها كه در يك ديد زشت و نامطلوب است ؛ در نظرى بالاتر و ديدى عميقتر همه لطف و زيبائى است .
بر كار هيچكس منه انگشت اعتراض * آن نيست كلكِ صُنع كه خطِّ خطا كشد
حافظ نيز همين حقيقت را با لحنى دو پهلو و نغز بيان داشته است :
پير ما گفت خطا بر قلم صُنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد
منظورش اينست كه در نظر بالاتر و در ديد عالى پير ، همهء خطاها محو مىشود و پوشيده مىگردد ؛ در آنجا ديگر خطائى به چشم نمىآيد .
چشم پير همه چيز را زيبا و عالى مىبيند . خطاها همه نسبى و قياسى است ، و در يك سطح پائين به چشم مىخورد .
اين طرز از فكر است كه خصلت گرانبهاى رضا به قضاء و خشنودى به نظامات جهانى را در اخلاق اسلامى بوجود آورده است .
مولوى مىگويد :
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد * اين عجب ، من عاشق اين هر دو ضد » « 1 »
حكيم سبزوارى در دفع شبهه ثنويينّ
حكيم محققّ سبزوارى قدّس سرّه در بحث شبههء ثنويّين ( دوگانه ژرستان )
هامش
- يكى از اقسام ماران سمّى خطرناك كه داراى زهرى كشنده است و از گروه پروتروگليف مىباشد . . . وجه تسميهء اين دسته ماران از آن جهت است كه زوائد مهرههاى گردنى خود را به اختيار مىتوانند پهن كنند ، و در اين حال قسمت سر و گردن آنها به صورت كفچه يا قاشق پهنى در مىآيد . »
( 1 ) « عدل الهى » انتشارات حسينيّهء ارشاد - 6 ( ذو الحجّة الحرام 1390 هجرى قمرى ) ص 13 تا ص 21