اجمال نقل كرده است و قسمت مهمى از قصص قرآن را حوادث مربوط به زندگانى حضرت كليم - چه حوادث دوران طفوليت و جوانى و چه مبارزههاى پى گير وى با دستگاه فرعون و سعى و كوششهاى دلسوزانهء او در هدايت و رهبرى قوم بنىاسرائيل و رنجها و زحمتهايى كه در اين راه ديده و تحمل نموده است - تشكيل مىدهد .
اگر حضرت كليم ، در ميان ملل جهان به عظمت و بزرگوارى و اخلاص و حقيقت پرستى معروف است ، قوم بنىاسرائيل به شهادت تاريخ صحيح ومتون كتب آسمانى ، به لجاجت و مجادله و تشكيك و ترديد در امور واضح و روشن و بى اعتنايى به حلال و حرام الهى و شانهخالى كردن از زير بار وظايف مذهبى و در نهايت آزار پيامبران حتى بهسرحد كشتن و ريختن خون آنان ، معروف و مشهورند .
با اين كه بنى اسرائيل مىدانستند ، موسى بن عمران فرستادهء خداست و همگى ، معجزات و آيات نبوت و دلايل رسالت وى را مشاهده كرده و اين حقيقت را لمس كرده بودند كه ، خداوند به وسيلهء اين مرد آسمانى ، آنان را از زير يوغ اسارت و ستمهاى وصف ناپذير فرعون ، نجات داد و آنان را به نيروى غيبى ، از آب دريا عبور داد و فرعون و سپاهيان او را غرق كرد ؛ با وجود اين هنوز چند لحظه از نجات آنان نگذشته بود كه ديدگان بنىاسرائيل به گروه بتپرستى افتاد كه به جاى خداى واقعى ، بتها را پرستش مىكردند . قوم موسى به جاى اين كه به حضرت كليم كمك كنند تا بتپرستان را از بتپرستى باز دارد ، با كمال جسارت به موسى گفتند :
احمد موعود انجيل (تفسير سوره صف) ( فارسى) — صفحة 79
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٧٩