پيدايش حيات در روى زمين ، در گرو شرايط بىشمارى است كه فقدان يكى از آنها مايهء امتناع تحقق « زيست » در اين كرهء خاكى است .
شمارهء اوضاع واحوالى كه حيات را در زمين پديد آورده ، از حد فكر بشر بيرون است ، وتصور اين كه همهء اين شرايط برحسب تصادف پيدا شده وجمع وجور گشتهاند ، دور از خرد و از نظر احتمالْ ممتنع و در سرحد صفر است .
از باب نمونه ، به توضيح يك شرط مىپردازيم :
استقرار حيات در روى زمين ، براثر حرارت متناسبى است كه از خورشيد به زمين مىرسد . اگر فاصلهء زمين تا خورشيد دو برابر كنونى بود كه از خورشيد به زمين مىرسيد ، حرارت كنونى تنزل مىكرد وسرعت حركت برمدار آن نصف مىشد وطول مدت زمستانى دوبرابر مىگرديد وهمهء موجودات يخ مىزدند . « 1 » تنظيم اين شرايط به اين شكل متناسب ، گواه بر دخالت تدبير كلى در نظام آفرينش مىباشد .
3 . اوست كه از آسمان آب نازل مىكند
« سماء » در جملهء « وَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ » به معناى مطلق بلندى است .
هامش
( 1 ) . دربارهء آگاهى اجمالى از شرايط تحقق حيات در روى زمين ر . ك : سرچشمهء هستى ، ص 103 - 111 .