در برابر كسى بايد به سر حد بندگى ، خضوع و اظهار تذلل نمود كه يكى از شرايط را دارا باشد :
1 . معبود از نظر علم وقدرت و ديگر كمالات وجودى به حدى برسد كه وجدانهاى بيدار براى ستايش او برانگيخته شود ، و در مقابل جمال نامحدود و كمال نامتناهى او ، بىاختيار سرتعظيم فرودآورد ؛ و خضوع وكوچكى در مقابل جمال وزيبايى و كمال موجودى ، آن هم بهصورت نامحدود ، امرى قهرى و غير اختيارى است .
2 . گذشته بر كمال وجمالى كه دارد ، لطف و كرم وجود او شامل انسانها گردد ونعمتهاى او در اختيار بشر قرار گيرد .
اظهار كوچكى در برابر ولىّ نعمت واحساس خضوع در برابر افراد كريم ، فطرى وقهرى است .
هرگاه ملاك عبادت و خضوع تا سرحد بندگى ، به يكى از ايندو موضوع است جز خدا ، كسى شايستهء عبوديت وبندگى افراد نيست ، زيرا خداوند جهان ، موجود نامحدودى است كه براى كمال وجمال وصفات او حد ومرزى نيست . او موجودى است كه وجود او از خود او مىجوشد وصفات وهمهء كمالات وى مربوط به خود اوست و از جايى اخذ وكسب نكرده است .
اگر موجوداتى در جهان ، كمال وجمالىدارند ، همگى به حكم قانون « عليت ومعلوليت » از او گرفته و خود فاقد وجود و هر نوع كمالى مىباشند . اگر بنا باشد در برابر « ولى النعمى » سجده كنيم
مربى نمونه (تفسير سوره لقمان) (فارسى) — صفحة 78
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٧٨