بحث ، لفظ تدبير و يا چيزهايى كه در حقيقت از مصاديق واقعى تدبير است مثل تسخير آفتاب و ماه ، آمده است .
اكنون به عنوان شاهد آياتى را مىآوريم :
« ثُمَّ اسْتَوى عَلى العَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ » ؛ « 1 »
بر عرش استيلا يافت و امور جهان را تدبير و تقدير مىنمايد .
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى العَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالقَمَرَ » ؛ « 2 »
بر عرش مستولى شد و ماه و آفتاب را تسخير و رام نمود ( و گردش آنها را منظم ساخت ) .
اين آيهها و مشابه اينها مىرساند نتيجهء استيلا بر عرش تدبير جهان آفرينش و تنظيم امور جهان است .
و ديگر اين كه ، نتيجهء استيلاى بر عرش ، دو چيز است : اول تنظيم امور جارى در جهان خلقت و دوم ، تنظيم توأم با علم دقيق به كلمهء جريانهايى كه در زمين و آسمانها رخ مىدهد ؛ زيرا در آيهء مورد بحث پس از جملهء « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى العَرْشِ » جمله « يَعْلَمُ ما يَلِجُ . . . » آورده شده است ؛ يعنى مىداند آن چه از آسمان نازل شود و آن چه در زمين فرو مىرود ، يا از آن بيرون آيد و يا به سوى آن بالا رود . بنابراين نتيجهء استيلا بر عرش دو چيز است :
الف ) تدبير امور جارى در جهان آفرينش ؛
ب ) علم بر كليهء امور و حوادثى كه در جهان رخ مىدهد .
هامش
( 1 ) . . يونس ( 10 ) آيهء 3 .
( 2 ) . . رعد ( 13 ) آيهء 2 .