« الاول لاشيء و الآخر لاغاية له ؛ « 1 »
نخستين موجودى است كه موجودى پيش از او نبوده و آخرين وجودى است كه نهايت براى آن نيست » .
و نيز مىفرمايد :
« الحمدلله الاول فلا شىء قبله و الآخر فلا شىء بعده ؛
سپاس خداوندى را كه نخستين وجودى است كه قبل از او موجودى نبوده و آخرين وجودى است كه بعد از آن موجودى نخواهد بود » .
تفسير دوم ازليت ، كه از تفسير نخست علمىتر و دقيقتر است ، اين است كه ذات اقدس الهى وجود نامحدود و نامتناهى است . كوچكترين حدّ زمانى و مكانى نمىتوان براى او قائل شد و محدوديتى از ناحيهء ذات و صفات نمىتوان براى او اثبات نمود . او ذاتى نامتناهى با يك سلسله صفات نامحدود مانند علم و قدرت است . چنين وجود نامتناهى نمىتواند آغاز و انجام داشته باشد ؛ يعنى آن چنان وسعت وجودى دارد كه هرگز نمىشود براى او اول و آخرى معين كرد ، او فوق زمان و مكان ، بالاتر از جسم و جسمانيت است ؛ زيرا او آفرينندهء زمان و مكان و جسم و صفات آنهاست .
ذات و صفات او را نمىتوان با مقياسهاى حس و اندازهگيرىهاى عقلى تحديد نمود . در اين صورت چنين وجودى ، نخستين وجودى است كه ابتدا و آغاز ندارد و آخرين وجودى است كه انتها و پايان ندارد .
اين بيان ، با بيان نخست فوق اساسى دارد : بيان اول بر اين اساس بود كه سراسر نظام خلقت را يك سلسله علتها و معلولها تشكيل مىداد ، ولى روى محاسبات عقلى به نقطهاى رسيديم كه اين سلسله در آن جا
هامش
( 1 ) . . نهجالبلاغه خ 81 .