خلاصه قدرت ما فوقى در اين ميان است كه حساب او از اين سلسله جداست و تمام نظام آفرينش به او متكى است . قرآن اين قدرت ما فوق را با صفات زير معرفى مىنمايد :
خداوند ازلى است : « هُوَ الأَ وَّلُ » .
خداوند ابدى است : « هُوَ الآخِرُ » .
دلايل وجود او روشن است : « هُوَ الظّاهِرُ » .
كنه ذات او بر هيچ كس معلوم نيست : « هُوَ الباطِنُ » .
به همه چيز داناست : « وَهُوَ بِكُلِّ شَىءٍ عَلِيمٌ » .
اكنون ما هر يك از صفات پنجگانه را بررسى مىكنيم :
هوالاوّل : او نخستين وجود است ؛ به عبارت ديگر او وجودى ازلى است ؛ و منظور از ازلى بودن اين است كه او سر سلسلهء تمام موجودات بوده و نظام علت و معلوم ، كه در جهان آفرينش برقرار است ، در او متوقف مىگردد و ديگر از آن جا تجاوز نمىنمايد ؛ يعنى ما پديدههاى طبيعى امروز را به پديدههاى ديروز ارتباط داده و پديدههاى ديروزى را اثر مستقيم پديدههاى پريروزى مىدانيم و همچنان در اين سير به پيشروى خود ادامه مىدهيم ولى به حكم خرد « 1 » بايد به نقطهاى برسيم كه در آنجا اين نظام و ارتباط پايان يابد و تنها علت باشد و بس ، نه معلول ؛ هستى او از خود او باشد ، تحت تأثير هيچ وضعى قرار نگيرد . و گرنه اگر اين سير علمى و پيشروى فكرى ما هم چنان بىوقفه ادامه پيدا كند و اين
هامش
( 1 ) . . منظور از حكم خرد ، براهينى است كه امكان تسلسل را در علل و م علولها باطل مىسازد و ما توضيح يكى از براهين بطلان تسلسل را در كتاب سرچشمههستى ( ص 35 - 38 ) آوردهايم و در متن نيز به طور اجمال به آن اشاره شده است .