3 - حكومت جهان هستى در دست اوست
« لَهُ مُلْكُ السَّمواتِ وَالأَرْضِ يُحْيِى وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَدِيرٌ » ؛
حكومت آسمانها و زمين از آن اوست ( خداوندى كه ) زنده مىكند و مىميراند و بر همه اشيا قادر و تواناست .
روزگارى بشر بر اثر كوتاهى فكر ، هر حادثهاى را به خدايى نسبت مىداد و به شمارهء انواع حوادث ، خدايانى معتقد بود ، مسألهء « ارباب انواع » در فلسفهء يونان باستان مدتها مطرح بود و طرفداران جدى داشت .
عقيدهء به ارباب انواع ، تصعيد يافتهء اين كوتهنظرى بوده است .
فلسفهء ايران باستان فاعل و مصدر خيرات و كارهاى نيك را « يزدان » و مبدأ كارهاى بد و به اصطلاح شرور و آفات را « اهريمن » مىداند و اين عقيده هم قسمى از شرك و دوگانهپرستى است .
عرب جاهليت ، ستارگان و اوضاع فلكى را در حوادث زمينى مؤثر دانسته ، تصور مىكرد هر يك از پديدههاى طبيعى ، در دست يكى از ستارگان است .