« إِنَّ فِى ذ لِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ » ؛ « 1 »
( از ميان سرگذشت اقوام ديرينه آن دسته بهرهمند مىگردند كه داراى دل و قلب باشند ) .
اگر مقصود از « قلب » همان تلمبهء خودكار بدن باشد ، تعليق بر چنين شرطى بىفايده خواهد بود ؛ زيرا اين شرط در تمام افراد موجود است و همهء مردم در قفسهء سينه ، چنين عضوى دارند ، در صورتى كه هدف قرآن اين است كه بهرهبردارى از قرآن را به دستهء خاصى كه داراى فكر و عقل سليمى هستند ، اختصاص دهد و در حقيقت مىخواهد چنين بفرمايد : « لمن كان له عقل » .
نه تنها لفظ « قلب » در اين معنا به كار مىرود ، بلكه گاهى لفظ « صدر » ( سينه ) به طور حقيقت و يا مجاز در روح و روان نيز به كار مىرود آن جا كه مىفرمايد :
« أَلَمْ نَشْرَحْ لَك صَدْرَك » ؛ « 2 »
آيا سينه تو را ( براى درك حقايق ) باز نكرديم .
« أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ » ؛ « 3 »
كسانى كه ما سينه آنها را براى درك حقيقت اسلام باز نمودهايم در روشنى خاصى از جانب خدا ، قرار گرفتهاند .
جاى ترديد نيست كه مقصود از سينه در اين جا ، همان انبان استخوان
هامش
( 1 ) . . ق ( 50 ) آيهء 37 .
( 2 ) . . انشراح ( 94 ) آيهء 1 .
( 3 ) . . زمر ( 39 ) آيهء 22 .