با در نظر گرفتن هدف پيامبر ، كه هدايت گمراهان است ، هرگاه امان خواهى مشرك به خاطر امور ديگر باشد ولى احتمال دهيم كه در اين صورت موجبات هدايت عدهاى فراهم مىگردد بايد امان آنان را پذيرفت ؛ زيرا اين نوع برخوردها ، اسباب هدايت عدهاى را - ولو بهطور اجمال - فراهم مىآورد ، از اين لحاظ احتمال دوم با هدف شارع اسلام بهتر تطبيق مىكند .
3 . مقصود از « كلام اللَّه » آيات قرآن است كه هر منصفى با شنيدن آيات سراسر اعجاز قرآن ، نبوت او را از طرف خدا تصديق مىكند و همچنين با شنيدن آيات مربوط به توحيد و يكتاپرستى از شرك و بتپرستى بيزار مىشود .
هنگامى كه انسان نداى دلنواز آيهء 41 از سورهء عنكبوت را مىشنود ، انقلابى در روح او پديد مىآيد و سرانجام از روش بت پرستى خود پيشمان مىگردد و به دژ محكم توحيد پناه مىبرد :
« مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ العَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ البُيُوتِ لَبَيْتُ العَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ؛ « 1 »
مثل كسانى كه غير خدا را تكيه گاه خود قرار دادهاند ، مانند عنكبوت است كه براى خود خانهاى اختيار كردهاست ( و فكر مىكند كه لانهء آن مىتواند در برابر حوادث ، دژى استوار باشد ) در حالى كه سستترين خانهها ، لانهء عنكبوت است . اگر آنان بدانند » .
4 . جملهء دوم « أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ؛ او را بهجايگاه خود برگردان » تأكيد مطلبى است كه از جملهء « فَأَجِرْهَ » استفاده مىشود ؛ زيرا معناى امان دادن ، محترم شمردن جان و مال اوست ؛ هرگاه شخص امان خواه ، اسلام آورد مىتواند در ميان مسلمانان زندگى كند و از طرفى - در صورت اسلام نياوردن - چون در حمايت مسلمانان است به ناچار بايد او را به جايگاه و مأمن خود باز گرداند و از آن پس وضع به حالت جنگ باز مىگردد .
هامش
( 1 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 41 .