تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
واقعى را با بيان و توصيف تجهيزات جنگى روميان مىترسانيدند و در اين اثنا عده‌اى شكست قطعى ارتش اسلام را پيش بينى مىكردند ، آيهء مورد بحث ، به منظور تحكيم ايمان و عقايد مسلمانان ، سرگذشت مهاجرت پيامبر را تذكر مىدهد و منظور اين است كه ، آن خدايى كه رسول خود را از دست چهل تروريست كه در گرداگرد خانهء او موضع گرفته بودند نجات داد و در يك نقطهء تاريك ( غار ثور ) از او محافظت و با يك سپاه نامريى ( فرشتگان ) تأييدش كرد و ارادهء خود را در نشر آيين توحيد ، فوق ارادهء كافران قرار داد ؛ همان خدا نيز در چنين موقع باريك و حساسى ، كه مركز اسلامى از طرف ارتش روميان در معرض خطر قرار گرفته است ، يارىاش خواهد كرد . وظيفهء مفسر پايهء تفسير ، اين است كه مفسر خود را از هرگونه تعصب جدا سازد ؛ عقايدى را كه از خارج به دست آورده‌است ، وسيلهء فهم آيه قرار ندهد ، بلكه بايد عقيده را بر قرآن عرضه بدارد ، نه قرآن را بر عقايد . اكنون ما مىخواهيم در فهم معانى آيات از هرگونه نظر و اعتقاد پيشين خود را دور كنيم تا بىطرفانه به مراد واقعى خدا پىببريم . برخى از دانشمندان اهل تسنّن از فرط علاقه به هم‌سفر رسول خدا ، در تفسير معناى آيه خواسته‌اند بگويند : ضمير « عليه » درجملهء « فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ » به مصاحب بر مىگردد ، نه به رسول خدا و در اين باره به توجيهات عجيبى دست زده‌اند ؛ چون آنان مىدانند اگر مرجع ضمير ، پيامبر باشد ، فقط پيامبر مشمول عنايات الهى ( نزول سكينه ) خواهد بود و مصاحب او حظى در آن نخواهد داشت . از آن‌جا كه اين مطلب با فرط علاقهء آنها به خليفهء اول ، سازگار نيست ناچار شده‌اند كه مرجع ضمير را مصاحب پيامبر قرار دهند و ادعا كنند كه او مشمول عنايات الهى شده و سكينه بر او فرود آمده و نجات او نيز ملازم با نجات پيامبر است .