شروعكرد . پيروزى بر اين جمعيت علاوه بر منطق محكم ، به قدرت نظامى نيازداشت ؛ زيرا بتپرستان ، از يك منطق و يا مكتب صحيحى پيروى نمىكردند تا در برابر منطق نيرومند اسلام مقاومت كنند ، از اين رو افراد پاك و بىغرضِ آنان ، با مذاكرهءكوتاهى ، روش نياكان خود را ترك مىكردند ، ولى افراد لجوج و بدانديش آنها ، جزدر سايهء قدرتهاى نظامى حاضر به ترك بتپرستى نبودند ، از اين روهمهء مظاهر بتپرستى و شرك ، پيش از درگذشت پيامبر اسلام از شبهجزيره برچيده شد و اثرى از آنها باقى نماند ، ولى دشمنان تازه نفسى از يهود و نصارا پيداشدند كه در عداوت و دشمنى خود باقى ماندند و هنوزهم به نبرد خود با اسلام ادامه مىدهند .
وقتى نسيم اسلام ، در سرزمين « نجران » و « مدينه » - كه دو مركز مهم براى پيروان اين دو مذهب به شمار مىرفت وزيدن گرفت ، رعب و وحشت عجيبى در دل علماى يهود و نصارا پديد آمد ، و براى درهم كوبيدن آيين اسلام نه تنها جنگهاى خونينى به راه انداختند ، بلكه جنگ سرد و نبرد تبليغى خود را براى متزلزل ساختن مبانى ايمان و اسلام مردم آغاز كردند . تأثير نامطلوب اين نوع مبارزه به مراتب بيشتر ازهجومهاى نظامى بود . آنان با طرح سؤالات پيچيده و از طريق ايجاد شك و ترديد در اصول و معارف اسلام به خصوص نبوت و رسالت پيامبر ، به تعاليم اسلام حمله مىكردند و مراتب ايمان و علاقهء جامعهء اسلامى را بهاصالت و صحت آيين توحيد متزلزل مىساختند .
تا روزى كه پيامبر در قيد حيات بود ، خود وى شخصاً در پرتو وحى با هر نوع جنگ فكرى و علمى مبارزه مىكرد و به سؤالات دانشمندان آنان پاسخ مىداد .
پس از درگذشت پيامبر كه اسلام در شعاع وسيعترى گسترش يافت ، تماس علماى اهل كتاب و هيئتهاى علمى مذاهب بزرگ جهان با مركز اسلام بيشتر گرديد و پى درپى شخصيتهاى برجستهاى از دانشمندان ملتهاى گوناگون ، براى تحقيق و بررسى و يا ايجاد شك و ترديد و تضعيف عقايد مسلمانان ، وارد
عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى) — صفحة 450
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٤٥٠