اين نظر را بسيارى از مفسران از جمله ابن عباس اختيار كردهاند « 1 » . و احاديثى كه ازپيشوايان ما رسيده كاملًا آن را تأييد مىكند .
حسين بن خالد ازامام هشتم على بن موسى الرضا عليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود :
الَيسَ الله يَقُولُبِغَيرِ عَمَدٍ تَرَونها فَقُلتُبَلى قالَ : ثَمَّ عَمَد لكِن لاتَرَونَها ؛ « 2 »
آيا خداوند نمىفرمايد كه بدون ستونهايى كه آن را ببينيد ؟ گفتم آرى ، فرمود : در آن جا ستونهايى وجود دارد ، ولى ديده نمىشوند .
مؤيد اين نظر روايتى است كه از امام امير مؤمنان عليه السلام نقل شده كه فرمود :
هذهِ النُجُومُ التى فى السَماء مَدائِنُ مِثلُ المَدائِنِ التى فى الارضِ مَربُوطَة كُلُّ مَدينَةٍ الى عَمُودٍ مِن نُور ؛ « 3 »
اين ستارگان شهرهايى هستند مانند شهرهاى روى زمين و هر شهرى با شهر ديگر با ستونى از نور مربوط است .
بر اين اساس بايد گفت : منظور ازستونهاى نامرئى كه ستارگان را ازسقوط و اصطكاك حفظ مىكند ، همان نيروى مرموز ناپيدايى است كه نيوتن و دانشمندان ديگر نام آن را « جاذبهء عمومى » نهادهاند و عبارتى رساتر و همگانىتر از « ستون نامرئى » نمىتوان پيدا كرد .
قرآن در رسانيدن اين حقيقت علمى تعبيرى را انتخاب نموده كه در تمام ادوار براى بشر قابل درك و فهم باشد ، حتى در آن دورانى كه بشر به واقعيت اين ستون نامرئى پى نبرده بود ، ازاين عبارت مىفهميد كه اين كاخِ به ظاهر بىستون ،
هامش
( 1 ) . التبيان ، ج 6 ، ص 213 .
( 2 ) . تفسير برهان ، ص 278 .
( 3 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 572 مادهء نجم و قريب به همين در مجمعالبحرين مادهء كوكب وارد شده و به جاى جملهء « عمودمن نور » ، « عمودبن من نور » ذكر شده و ممكن است منظور از « عمودين » ( دو ستون ) همان قانون نيروى جاذبه و گريز از مركب باشد .