« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذ لِكَ » ؛ « 1 »
خداوند از شرك نمىگذرد و كمتر آن را مىبخشد .
بنابراين ، شرك گناهى است غير قابل بخشش و مانع از بخشيده شدن گناهان ديگر است .
علت اين كه استغفار پيامبر دربارهء منافقان مؤثر نيست ، همان « مشركبودن » آنهاست و شرك جرمى است غير قابل عفو و قلب مشرك را تاريكى فراگرفته كه هيچگونه شايستگى براى بخشش ندارد . اين حقيقت در يكى از آيات به طور روشن گفته شده است ، آنجا كه مىفرمايد :
« إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذ لِكَ بِأَ نَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ » ؛ « 2 »
هرگاه هفتاد بار براى آنها طلب آمرزش نمايى خداوند آنان را نخواهد بخشيد ، زيرا آنان به خدا و رسول او كافرند .
اكنون كه سخن به « شفاعت » كشيده شد ، براى روشن كردن اذهان ، قدرى درمورد شفاعت بحث مىكنيم ، اگر چه حقّ چنين بحث ، با اين مختصر ادا نمىگردد .
گاهى تصور مىشود كه شفاعت نوعى « پارتى بازى » و وسيلهتراشى براى بههم زدن قوانين است و نتيجهء آن ، به دست آوردن موقعيتها ، بدون شايستگى لازم است .
به طور اجمال بايد توجه نمود كه ، شفاعت ازاصول مسلم اسلام است و هركسى كه آشنايى مختصرى با قرآن و احاديث اسلامى و عقايد
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 48 .
( 2 ) . توبه ( 9 ) آيهء 80 .