تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
و مىفرمايد :
« بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ
« 1 » ؛ خدا به وجود آورندهء آسمانها و زمين است ، چگونه مىتواند فرزند داشته باشد ، در حالى كه براى او همسرى نيست » . و به عبارت روشنتر ، خداوند ، جهان هستى و آنچه را كه در آن است ، از عدم ، بدون سابقهء ماده‌اى به وجود آورده است ، در اين صورت نمىتوان براى او چيزى را به عنوان فرزند تصور نمود ، زيرا رابطهء فرزند با پدر ، رابطهء تولد و انفصال جزئى از پدر است ، درصورتىكه رابطهء تمام جهان هستى با او ، رابطهء ايجاد و انشاى از عدم مىباشد و خداوند بدون اين‌كه چيزى از او كم شود ، همهء موجودات را آفريده است . روشنفكران مسيحى ، چون در برابر اين نوع استدلالها به زانو در مىآيند ، بر خلاف نظريهء عهدين و گفتار پيشينيان خود ، موضوع فرزند بودن واقعى مسيح را انكار كرده و آن را يك مسألهء تشريفاتى به منظور بزرگداشت حضرت مسيح تلقى مىكنند .

استدلال ديگر براى نفى فرزند

با تدبر بيشتر در مالكيت مطلقهء خدا بر آسمانها و زمين مىتوان به شكل ديگرى نيز بر فرزند نداشتن خدا استدلال نمود ، زيرا معناى
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 101 .