در روح و روان آنها خلئى وجود دارد ، مىتوانند از طريق پيروى از ديگران به مقامى برسند .
اين غريزهاى است كه انسانها را خواهناخواه به پيروى از ديگران وادار مىسازد و لذا مهم نيست كه از كسى پيروى كنيم ، مهم اين است كه از چه كسى پيروى نماييم و گفتار و كردار چه فردى را اسوهء زندگى و الگوى خود قرار دهيم .
نياز بشر به رهبر و پيشوا ، نيازى است اصيل و عمومى كه قسمتى از آن ، زاييدهء مقتضيات زندگى اجتماعى اوست و پيروى از فردى ، يك امر تحميلى از طرف افراد خودكامه و جاهطلب و يا در نتيجهء تلقين كاذب نيست .
اكنون كه ضرورت راستين و غريزهء درونى ، ما را به پيروى از ديگران دعوت مىكند ، بايد در تشخيص رهبر و الگوى نمونهء زندگى ، بيش از هر چيزى بينديشيم . يكى از آشكارترين پديدههاى دورهء جوانى و بلوغ را قهرمانپرستى مىدانند . قهرمانپرستى كموبيش به طور مستقيم ، انگيختهاى از « نياز به رهبرى » است ؛ اگر نوجوان به قهرمان برگزيده ، دسترسى نداشته باشد ، حتى در عالم خيال و رؤيا ، از بسيارى از جهات ، ديگران را الگو و « مدل رفتار » خويش قرار مىدهد و از تصور خاص خود از رفتار او ، از گفتار او ، از طرز لباس پوشيدن و به اصطلاح ، ژست گرفتن او ، از فرياد كشيدن و بالاخره از هر چيز ممكن و درخور تصور او الهام مىگيرد و از آن تقليد و پيروى مىكند . « قهرمان منتخب » ، كعبهء
سيماى انسان كامل در قرآن (تفسير سوره فرقان) (فارسى) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٦٧