مَهْجُوراً ؛
پيامبر مىگويد : پروردگارا ! قوم من ، قرآن را متروك داشتند ( و به آن توجه ننمودند ) .
31 .
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً ؛
مانند تو براى هر پيامبرى از افراد گنهكار ، دشمنانى قرار دادهايم و كافى است كه پروردگار تو رهبر و ياور تواست .
هر فردى در دوران زندگى ، به ويژه در فصل جوانى ، روى كشش طبيعى و خواست فطرى به رفاقت و دوستى علاقه دارد ، زيرا يك دوست صميمى ، علاوه بر اينكه مايهء انس و الفت مىباشد ، مىتواند انسان را در بسيارى از امور مادى و معنوى كمك و يارى كند و شخصيت او را تقويت نمايد و استعدادهاى نهفتهء او را شكوفا سازد به خصوص دوستيهاى دوران جوانى كه در توسعهء شخصيت انسان ، نقش مهمى را ايفا مىكند .
امير مؤمنان دربارهء چنين دوستى مىفرمايد : « هركسى دوست شايستهء خود را كه به خاطر خدا با او پيوند دوستى بسته بود ، از دست بدهد ، بسان اين است كه شريفترين عضو خود را از كف بدهد « 1 » » .
هامش
( 1 ) . « من فقد أخا في اللّه فكأنّما فقد أشرف أعضائه » ( غرر الحكم ، ص 723 ) .