هيچ ملتى بدون شكيبايى و به كار بستن شيوهء استقامت به جايى نرسيده است . « 1 »
بنابراين ، حقيقت صبر بر خلاف آنچه كه ماترياليستها تصور كردهاند ، به معناى استقامت در برابر دشمن ستمگر و تمايلات غير صحيح نفسانى يا رويدادهاى ناگوار زندگى است ؛ چنين اصل اخلاقى ، شكننده ظلم ستمگران ، ويرانكنندهء كاخ ظالمان و پديد آرندهء موفقيتها در صحنههاى مختلف زندگى است .
نفرت اسلام از ظلم و ستم ، به حدى است كه كسانى را كه راضى به تداوم زندگى ستمگران هستند ، جزء ستمگران شمرده است .
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « العامل بالظّلم و المعين له و الرّاضى به شركاء ؛ « 2 »
كسى كه مستقيما عامل ظلم است و كسى كه او را يارى مىكند و يا به كردار او راضى است ، همگى در يك رديف قرار دارند » .
صفوان بن مهران شتردار ، از دوستان نزديك امام كاظم عليه السّلام بود .
روزى امام عليه السّلام او را به سبب يك عمل نكوهش كرد و گفت : همه كارهاى تو پسنديده است ، جز يك كار و آن اينكه شتران خود را به هارون ستمگر كرايه مىدهى ، وى در پاسخ امام گفت : به خدا سوگند ! من هرگز شتران خود را براى كار لغو يا حرام در اختيار اين
هامش
( 1 ) . ما در تفسير سورهء لقمان ، ذيل آيهء 11( وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ ) ،نظر قرآن را دربارهء حقيقت صبر بيان كردهايم .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 128 .