متخاصمين به فكر تجاوز افتاده است ، بايد با متجاوز نبرد كنند . »
4 . نبرد با ستمگر نبايد جنبهء انتقامى داشته باشد ، بلكه بايد هرگونه نبرد با او ، براى اين باشد كه او به فرمان خدا گردن نهد و انديشه تجاوز و تعدى به حقوق افراد باايمان را از مغز خود بيرون براند و اين مطلب را با جملهء
« حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ ؛
جنگ تا آنجا ادامه يابد كه ستمگر به راه عدل و داد - كه فرمان الهى است - باز گردد » ، بيان نموده است .
5 . در آخر آيه ، نكته لازمى يادآور شده است و آن اينكه افراد با ايمان بايد در تمام حالات براى صلح تلاش كنند و اين جنگها نبايد آنان را از برقرارى صلح ، نااميد سازد ، حتى پس از سركوبى گروه متجاوز ، بايد آستين همت بالا بزنند ، و از نو ، پيمان صلح مجدد را براساس عدل و داد ببندند ، چنانكه مىفرمايد :
« فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا ؛
هرگاه متجاوز دو مرتبه بر فرمان حق گردن نهاد ، بار ديگر كوشش كنيد كه ميان آنان براساس عدل و داد صلح و سازش برقرار گردد . »
چنين صلح و سازشى با شرايط يادشده ، صلح واقعبينانهاى است كه اسلام ، آن را براى گروههاى متخاصم مقرر داشته است و اگر با شرايطى كه گفته شد اجرا گردد ، علاوه بر اينكه مىتواند منافع طرفين را تأمين كند ، مىتواند به يك زندگى مسالمتآميز - كه آرزوى بزرگ جهانيان است - جامه عمل بپوشاند .
اين صلحى است كه اسلام آن را پيشنهاد كرده است و شرايطى