6 پيامبر باطن يا وجدان اخلاقى
7 .
« . . . وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ؛
. . . ولى خداوند ايمان را براى شما محبوب ساخت و آن را در دلهايتان بياراست و كفر و نافرمانى و گناه را منفور گردانيد ؛ اينچنين افرادى ، هدايتيافتگان مىباشند . »
چيزهايى كه انسان ، خوبى و بدى آنها را در باطن و درون خويش و بدون تعليم كسى درك مىكند ، و بهسان امور غريزى جزء سرشت او به شمار مىروند ، « وجدان اخلاقى » و يا « اخلاق فطرى » ناميده مىشوند ، ولى به آن دسته از خوبيها كه در نهاد انسان ريشهء عميق دارند ، ولى بشر به خوبى و بدى آنها از راه فطرت واقف نشده ، بلكه حسن و قبح آنها را در مكتب سفيران وحى و يا رجال بزرگ جهان