فرمودهاند : « الايمان اقرار و عمل و الاسلام اقرار بلا عمل ؛ « 1 » ايمان ، اعتراف توأم با عمل است ، ولى اسلام ، اقرار بدون عمل است » .
امام رضا عليه السّلام در رسالهاى كه اسلام را براى مأمون خلاصه مىكند ، مىفرمايد :
« و اصحاب الحدود مسلمون لا مؤمنون و لا كافرون ؛ « 2 »
كسانى كه كيفر الهى بايد بر آنها جارى گردد ، مسلمانند و نه از مؤمنان و نه از كافران . »
امّا آنان مسلمانند ؛ زيرا در قلب و زبان ، اقرار به حقانيت اسلام دارند ؛ اما مؤمن نيستند ؛ زيرا اساس اسلام همان عمل به قوانين اسلام است و فرد گناهكار كه حد الهى بر او جارى شده است ، طبعا يك رشته تكاليف الهى را زير پا مىگذارد .
بر پايه همين معنا ، مفاد حديث معروفى كه در كتابهاى حديث سنى و شيعه وجود دارد ، به دست مىآيد كه : « لا يسرق السّارق حين يسرق و هو مؤمن و لا يزنى الزّانى حين يزنى و هو مؤمن ؛ « 3 » دزد در حالى كه دزدى مىكند و بدكار در حالى كه مرتكب فساد مىشود مؤمن نيستند . »
در اين اصطلاح ، ايمان در برابر عصيان و گناه و اسلام در برابر كفر به كار رفته است .
3 . در ايمان ، علاوه بر آنچه در اسلام شرط است ، ولايت و
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 68 ، ص 246 .
( 2 ) . همان ، ص 262 .
( 3 ) . همان ، ص 270 .