تنها اين مورد نيست كه يك رذيله اخلاقى ( بدگويى و عيبجويى ) با يك سجيه انسانى ( راهنمايى كردن مردم به نقايص و معايب خود ) با يكديگر مشتبه مىشوند ، بلكه ممكن است بسيارى از سجاياى انسانى و اصول اخلاقى با يك سلسله رذايل روحى و اخلاقى قابل اشتباه باشند و با بررسى دقيق مىتوان مرزهاى هر كدام را از ديگرى متمايز و جدا ساخت .
تحريك عواطف
قرآن در اجراى اين اصل اخلاقى از تحريك عواطف مدد جسته است و هنگامى كه مىخواهد بگويد : از يكديگر عيبجويى مكنيد ، چنين مىفرمايد :
« وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ ؛
از خود عيبجويى منماييد » و مقصود از اين تعبير ، همان تحريك عاطفه انسانى است ؛ زيرا اخوت مذهبى و برادرى دينى ، آنچنان رشته الفت و مودتى در ميان مؤمنان به وجود آورده و آنها را مانند يك تن و يك مجموعه واحد زنده قرار داده است كه عيبجويى از يك فرد مسلمان ، به منزله عيبجويى از خود محسوب شده است .