فقلت : يا سيدى ! بماذا يصير الا بدال أبدالًا ؟ .
فقال : بالست الذى ذكره و منها التوكل .
بلى ، كارى كه شده زود به آن كلمه جليله چسبيدهايد ، بهتر است بأذكار مركبه برگرديد . ( در پارچه كاغذ عليحده عرض مىشود ) و بعد از قدرى حصول استعداد هم ترقّى به جور ديگر است كه عرض مىشود .
به اين كلمه جليله مراجعه ننمائيد تا استعداد كامل شود .
از تربيتى كه آگاهان فرمودهاند نمىشود تخلف كرد .
حرف را بر خود راه ندهيد ، عجله ننمائيد ، رفق را شعار خود نمائيد . و از اوراد بدان ديگران غيرمضايقه نيست ، الا اينكه محل را ملاحظه نمائيد ، تا طلب را صادق نديدند ، ندهيد .
و إذاعه اسرار حرام است . و إجازه ديگر لازم نيست ، و بنده به قرآن إستخاره نمىكند .
و تمام طرق ، توسل به أئمه أطهار و توجه تام به مبدا است . چونكه صدآمد نودهم پيش ما است .
با در اويش و طريق آنها كارى نداريم . طريقه ، طريقه علما و فقها است ، با صدق و صفا . بلى هم صحبت لازم است ، اگر نشد ، مكاتبه و دستور كلى به مراجعات كثيره معلوم مىشود و يك دفعه دستور دادن چطور مىشود ؟ الآن عريضه نگار مىشوم ، يك نفر مخلّ و نامحرم تشريف دارد ، ببينيد حال بنده چه است ! كاغذ را جورى مىگردانم كه او نبيند ، خيلى عفو فرمائيد ، بيشتر از اين عرض ندارم . صورت ديگر عليحده نوشته شده است .
در انتهاى نامه ، مطالب را با ابياتى از محىالدين عربى به پايان رسانيدهاند .
فديتك لو عرضت عليك شوقى * يملُّ السمع من طول الكلام
فإنى بُعد كما كشمس * لقد كسفت و صارت فى ظلام