در پرتو آموزشهاى استاد تحقق مىيابد ، همينسان بافت درونى و باطنى وى بيشتر از حالات و رفتارِ استاد الهام و تأثير مىپذيرد . با توجه به اين حقيقت ، عالمان بزرگ همواره به شيوهاى با شاگردانِ خود بر خورد مىكردند كه درسآموز اخلاق الهى بوده ، و در جهت سازندگى آنان مؤثر افتد ، تا همگام با كمالات علمى ، باطن آنان نيز ارزشهاى انسانى رشد يابد . چنان كه در احوال « شيخ انصارى » مىبينيم ايشان وقتى در مسألهاى كه بدان علم نداشت مورد پرسش واقع مىشد ، با صداى بلند مىگفت :
« نمىدانم » تا شاگردانش نيز اين را بياموزند . و از صفت ناپسندِ « توجيهگرى » كه برخى بدان گرفتارند برحذر بمانند . « 1 »
5 - معاشرت با مردم و خانواده :
از آنجا كه عالمان وارسته از ميان تودههاى مردم برخواستهاند ، فاصله بين خود و طبقات مختلف مردم را احساس نمىكنند و همواره سعى و تلاش خويش را براى رشد و تعالى جامعه به كار مىگيرند و چون خود را در پرتو فرهنگ اصيل اسلام ، ساختهاند ، وقتى در اجتماع به هدايت مردم مشغولاند ، تمام تلاششان اين است كه با توجه به كلام امامصادق ( ع ) :
« كُونُوا دَعاةَاالناس بأعمالكم ، ولاتكونوا دُعاةَ بالسسنتكم » « 2 »
با اعمال و رفتار ارزشآفرين خويش ، مردم را به سوى فضائل اخلاق و معارف اسلام سوق دهند . چرا كه اين شيوه بهترين روش براى دعوت به نيكىها است .
چنان كه در زندگى پيامبر ( ص ) و ائمه معصومين ( ع ) بسيار سراغ داريم كه يك برخورد نيكو ، باعث گرويدن افراد زيادى به سوى مكتب كمالبخش اسلام مىگشت . بدين جهت ، بزرگان دين از اين حقيقت به دور نبوده ، با كردار اخلاقى خود ، مردم را به ارزشهاى اخلاقى رهنمود مىكردند .
اخلاق و حوزههاى درسى علماء :
از دير باز عالمان راستين ، همواره توجه و عنايت خاصى به مباحث اخلاقى ، داشتهاند ، و تعليم و تعلّمِ اخلاق را ركنى از حوزه درسى خويش به شمار مىآوردند . حتى برخى از
هامش
( 1 ) - - « حكايتها و هدايتها » در آثار شهيد مطهرى ، ص 110 .
( 2 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، ص 78 . .