عزيز و ارجمند خودم آقاى حاج سيد محمدحسن الهى طباطبايى بود . حضرت ادريس ( ع ) با من به مذاكره و سخن مشغول شدند ؛ ولى طورى بود كه ايشان القاء كلام مىنمودند و تكلم مىكردند ؛ ولى سخنان ايشان به واسطه كلام آقاى اخوى استماع مىشد ! » « 1 »
در سال 1314 ش . آيت الله سيد محمد حسن الهى و برادرش به دليل اختلال در وضع معاش و نرسيدن مقررّى از ايران به تبريز بازگشت ، و در حوزه تبريز به تدريس فلسفه از شفا ، اسفار و ساير كتابهاى ملاصدرا اشتغال ورزيد و در ضمن برخى جويندگان كمال را به سوى قله معنويت هدايت نمود .
علامهطباطبائى در مناسبهاى گوناگون براى شاگردان خود از خصوصيات روحى برادرش سخن مىگفت و اخلاق و رفتارش را تمجيد و تحسين مىكرد و هوش و استعداد و توانايىهاى علمى برادر را مىستود و در جلسهاى نقل كرده بود : « برادر ما راجع به تأثير صدا و كيفيت آهنگ و تأثير آن در روح و به طور كلّى از اسرار علم موسيقى و روابط معنوى روح با صداها و طنينهاى وارده در گوش ، كتابى به رشته تحرير در آوردند كه انصافاً اثر نفيسى بود و تا به حال در دنياى امروز بىنظير و از هر جهت بديع و بىسابقه بود ، لكن بعد از اتمام آن ، بيم آن را پيدا كرد كه به دست نااهلان و حكام جائر بيفتد و تشكيلات نامشروع از آن استفاده سوء بنمايند ، لذا آن را به طور كلى مفقود نمود . » « 2 »
آيت الله سيدمحمدحسن الهى طباطبائى در نيمه دوم سال 1346 ش . مطابق با 1387 ق . در بستر بيمارى قرار گرفت و در روز دوشنبه سيزدهم ربيع المولود سال 1388 ق . در سن 63 سالگى اين نشأت ناپايدار و فانى را بدرود گفت و در عالم قدس و ملكوت آرام گرفت . چون در تبريز رحلت نموده بود ، جنازهاش را ظاهراً برحسب وصيت او ، به قم آورده و پس از تشيع جنازهاى با شكوه و با حضور آيات عظام و اساتيد حوزه علميه قم و روحانيون و ديگر اقشار مردم در جوار مرقد مطهر حضرتفاطمه معصومه - سلام الله عليها - در مقبره معروف به ابوحسين مدفون شد .
هامش
( 1 ) - - علامهطباطبائى در منظر عرفان نظرى و عملى ( گفت و گو با علامهحسنزاده آملى ) كيهان انديشه شماره 26 ، ص 7 - 6 .
( 2 ) - مجله پيام انقلاب ، شماره 151 ، ص 35 . .