تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگانى باب الحوائج حضرت موسى بن جعفر (ع) (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
نزد او رفتم و او بدون آنكه من پرسشى كنم آغاز به سخن كرد و از آنجا دانستم كه او امام است . امام صادق عليه السلام فرمود : اى عيسى ! اين پسرم را ديدى اگر از او دربارهء آنچه كه در قرآن آمده است ، سؤال كنى به تو از روى علم و دانش پاسخ مىدهد . « 1 » 5 - هنگامى كه پرده‌ها ميان پروردگار و بنده‌اش به كنارى مىروند و زمانى كه صفاى روحى ومعرفت الهى به‌اوج خود مىرسد ، دنيا تماماً در اختيار بندهءصالح خداوند مىگردد چنانكه‌در حديث قدّسى نيز آمده است : « عَبْدى أَطِعْنى تَكَنْ مَثَلى أَقُولُ لِلْشَىْءٍ كُنْ فَيَكُونَ وَتَقُولُ لِلْشَىْءِ كُنْ فَيَكُونَ » . « بندهء من ! مرا اطاعت كن ، تا همانند من شوى . همانطورى كه تا من به چيزى بگويم اين گونه باش پس مىشود تو نيز اگر به چيزى امر كنى همان مىشود » . شقيق بلخى در ماجرايى كه براى او رُخ داد گوشه‌اى از كرامتى را كه خداوند به هفتمين پيشواى شيعيان امام موسى بن جعفر عليهما السلام ، ارزانى داشته است براى ما باز گو مىكند او مىگويد : در سال 149 ه ق به قصد حج حركت كردم و در قادسيه فرود آمدم . در حالى كه به مردم و زينت و كثرت آنان مىنگريستم ، نگاهم به جوانى خوش سيما ، گند مگون و ضعيف افتاد . روى لباسش جامه‌اى پشمين بود كه جبّه‌اى روى آن در بر كرده بود . نعلين به پاداشت و جدا از همه نشسته
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 58 .