فراوانى دربارهء غذا خوردن آمده ، كه اكثراً به جهات زير باز مىگردند :
1 - نيّت در غذا خوردن و آنچه با پرهيزكارى و تزكيهء نفس پيوند خورده .
2 - هدف از غذا خوردن و آنچه با سلامت و توان انسان مرتبط است .
3 - بُعد اجتماعى تغذيه .
4 - بُعد اقتصادى تغذيه .
در آنچه كه خواهد آمد به گوشهاى از اين جهات ، و نصوصى كه دربارهء آنها وارد شده است اشارهاى خواهد شد :
نخست - تغذيه ، پرهيزگارى و نيكوكارى
1 - هر خواست و نيّتى عمل انسان را به رنگى درمىآورد ، رنگ و لعاب عمل مؤمنان نيز نيّت و خواست نيكو است . از اين جهت نيّت و خواست مؤمنان از غذا خوردن نيز چيزى جز نيرو گرفتن براى اطاعت اوامر الهى نمىباشد :
( قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ) « 1 » .
« بگو : " نماز و تمام عبادات من ، و زندگى و مرگ من ، همه براى خداوند پروردگار جهانيان است . »
2 - كتاب الهى پرهيز از غذا خوردن را نفى مىكند ، چون نمىتوان بر غذا خوردنى كه جهت نيرو گرفتن براى پرستش خدا صورت مىگيرد ،
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ، آيهء 162 .