3 - از جنبهاى ، جزء رفتارهاى مثبت اجتماعى است ، كه انسان با برخوردارى از آن به حقوق ديگران در تمام ابعاد احترام مىگذارد .
4 - همچنين آرمان مدنى والايى است كه مردم را به جامعهء توحيدى مىرساند ، كه در آن ، مردم يكديگر را به خدايى نمىگيرند .
5 - به علاوه ، گونهاى پيراستگى فرهنگى است ، كه دروغ و دروغ بستن به خداوند و رويگردانى از حق ، در آن راه ندارد .
در واقع امنيّت بدين مفهوم ، رويهء برجستهء ايمان را تشكيل مىدهد . از همين روست كه دو واژهى ايمان و امنيّت كاربرد مشابهى دارند . مؤمن كسى است كه به ديگران امان مىدهد و به هر حقّى گردن مىنهد . ايمان ، انسان را به پذيرش هر حقى براى هر شيئ ، از جمله ؛ حقّ خداوند متعال ، حقّ خلق خدا ، حقّ خويش و حقوق ديگران و . . . فرامىخواند ، و از اين رهگذر تمام اين حقوق « حرمت » نام مىگيرند . چون كه مؤمنان آن حقوق را محترم مىشمرند و آنها را به رسميّت مىشناسند و از تجاوز به آنها پرهيز مىكنند . دراين صورت اگر آزادى از سوى من فراهم آيد بدين معنى است كه از سوى شما نيز فراهم آمده است . بديگر سخن به رسميّت شناختن حقّ شما در اظهار نظر توسّط من بدين معنى است كه من از جانب خود به شما آزادى بيان دادهام . در واقع اين گونه ، ارزشهاى والاى دينى ؛ يعنى امنيّت ، عدل و آزادى ، با يكديگر در مىآميزند ؛ از سويى امنيّت ، بدون اداى حقوق محقّق نخواهد شد ، و از سويى ديگر ، اداى حقوق ، آزادى مردم را فراهم مىآورد . دراين بخش حوزههاى گوناگون امنيّت را مورد بررسى قرار مىدهيم :
احكام شريعت پيرامون حيات طيبه يا زندگانى پاك (فارسى) — صفحة 20
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٠