« بيقين آنها كه فرزندان خود را از روى جهل و نادانى كشتند ، گرفتار خسران شدند ؛ ( زيرا ) آنچه را خدا به آنها روزى داده بود ، برخود تحريم كردند ، و بر خدا افترا بستند . آنها گمراه شدند ؛ و ( هرگز ) هدايت نيافته بودند . »
3 - ( وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ ) « 1 » .
« و در آن هنگام كه از دختران زنده به گور شده سؤال شود : * به كدامين گناه كشته شدند ! ؟ »
رهيافت وحى :
در واقع كشتن فرزندان يكى از زشتترين گونههاى ارتكاب قتل بشمار مىرود ؛ نخست : از آن رو كه قاتل خود مىبايست در نقش حامى و ولىّ قربانى نقش ، ايفا كند و قربانى را از هر آسيبى نگهدارى كند ، و دوّم ؛ اينكه قربانى دراين گونه قتلها ضعيف مىباشد و توان دفاع از خود را ندارد .
احكام :
1 - بايد با اين فرهنگ زشت ( يعنى كشتن فرزندان ) كه در روزگار جاهليّتِ نخستين ، در ميان مردم رايج بود ، و توسّط مردان وحى باور ، نابود شد ، رويارويى كرد .
2 - به نظر مىرسد كه « سقط جنين » يكى از گونههاى كشتن فرزندان
هامش
( 1 ) - سورهء تكوير ، آيات 8 و 9 .