تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام مطهرات و نجاسات (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
به عنوان يك اصل عقلائى شناخته شده تلقّى مىنمايد . سنّت پيامبر هم به تفسير وحى ، و هم به تطبيق رهنمودهاى وحى بر موضوعات و مصداقها پرداخته و انواع نجاستها و ناپاكيها از قبيل خون ، مردار ، ادرار ، مدفوع و . . . را بيان كرده است . البتّه همهء اينها ، مثالهاى رائج و مصداقهاى شايع براى آن اصول كلّىاى بود كه قرآن بيان كرده است . بدين ترتيب بر ما لازم است كه از هر چيز كه يقين به پليدى و ناپاكى آن داشته باشيم ، پرهيز كنيم و به هر وسيلهء ممكن نظافت و پاكيزگى را مراعات نماييم . و به هيچ وجه درست نيست كه وحى يا عقل و يا علم را - با همهء تحوّل و تكاملى كه بدست آورده - كنار بگذاريم ، و يا بين آنها و بين سنّت شريف و اجتهاد فقها ، تضاد و تناقض تصوّر كنيم . بايد بدانيم همچنانكه قرآن در مورد ضرورت طهارت ، فطرت و عقل بشر را متبلور ساخته و آن دو را لغو نكرده است ، در مورد وسائل و ابزار پاكيزگى و كيفيّت اجتناب از نجاسات و ابعاد نجاسات نيز با اينكه سنّت پيامبر و ائمّهء اطهار ، احكام آن را بيان كرده ولى بازهم عقل را كنار نگذاشته ، زيرا سنّت داراى اصول و قواعدى است كه مىتواند در مسائل مبهم و مجمل و حوادث نوين ، دليل كافى براى ما محسوب شود . از همين رو - به طور مثال - وقتى چيز نجس استحاله شود و به چيز ديگر تبديل گردد ، نجاست آن نيز از بين مىرود زيرا عقل مىگويد كه اين چيز ديگر است ( مثل اينكه مردار به خاك ، و خون به مشك ، و چوب نجس به خاكستر تبديل گردد )