دوم : اينكه مرد پيش از آن بر زن دخول كرده باشد ، زيرا نمىتوان زنى كه تنها عقد شده و هنوز با او نزديكى نشده را مورد لعان قرارداد .
سوم : گفته شده است بنابر شرط مُحصَن بودن زن در اثبات حد قذف ، زوجه نبايد مشهور به زنا باشد ، ولى قبول اين قول مشكل است .
چهارم : اينكه زن عاقل باشد و همچنين كر ولال نباشد .
پنجم : اينكه مرد از اهليت كامل شامل بلوغ ، عقل و اختيار برخوردار باشد . ازسويى ، لعان از سوى مرد لال نيز به وسيله اشاره ، در صورتى كه اشارههاى وى بر لعان دلالت كنند ، پذيرفته مىشود .
ششم : اينكه مرد براى اثبات مدعاى خود ، بيّنهاى شرعى در اختيار نداشته باشد ، چه ، در صورت وجود بيّنه شرعى ، براى دفع حد قذف از خود ، ديگر نيازى به لعان نيست .
انكار فرزند
6 - مرد حق ندارد فرزندى را كه در فراش وخانه خودش به دنيا آمده و اين امكان وجود دارد كه او فرزندش باشد ، انكاركند .
امكان فرزند بودن به اين است كه مرد به همسر خود دخول كرده باشد ، وزمان سپرى شده بين دخول و بين تولد طفل مورد نظر ، كمتر از شش ماه و بيشتر از بالاترين مدت حاملگى نباشد .
در صورت وجود امكان نسبت دادن طفل به خود ، هرچند زن در اينفاصله زمانى مرتكب زنا هم شده باشد ، براى مرد جايز نيست فرزندى طفل را انكار كند ، بلكه مىبايست به فرزندى طفل اقرار واو را فرزند خود بداند .
7 - از سوى ديگر اگر مرد به يقين بداند كه اين طفل از خودش نيست ، جايز نيست آن طفل را به خود نسبت دهد .
8 - اگر مرد به فرزندى طفل به دنيا آمده ، چه صريحاً و چه با كنايه ، اقرار كند ديگر حق ندارد آن را انكار نمايد ، و اگر انكار كند اين انكار از او پذيرفته نيست و نمى تواند لعان كند .