اجتناب كرد و همچنين كسانى كه منكر عموميت وفراگيرى رسالت پيامبر هستند وغلوكنندگانى كه معتقدند خداوند در چيزى ديگر حلول مىكند به گونهاى كه آن را خدا قرارمىدهد .
5 - فرزند كافر در نجاست ، حكم پدر را دارد مگر اينكه به دارالاسلام يا به مسلمانبپيوندد و اقوى اين است كه دراين صورت اسلام او اگر از روى بصيرت وآگاهى باشد ، قبولمىشود . و اگر يكى از والدين ( پدر يا مادر ) كودك مسلمان باشد ، حكم به نجاستاو نمىشود .
9 - مستكنندهها و فقاع
هر مستكننده مايعى ، نجس است و اجتناب از آن واجب مىباشد چه مشروب الكلى باشديا نبيذ « 1 » و يا فقّاع « 2 » و چه كم باشد يا زياد . پس اگر قطرهاى از مايعى مست كننده در ظرف آب ياديگ خورشت بيفتد ، آن را نجس مىگرداند و مطابق آنچه از ادلّه استفاده مىشود ، اگر كسى درلباسى نماز بخواند كه مايع مست كنندهاى روى آن ريخته باشد ، بايد نماز را اعاده كند و محلّىرا كه شراب روى آن ريخته بايد بشويد ، و اگر آن محل را به طور مشخّص نمىداند بايد همهلباس را بشويد .
فروع مسأله بشرح ذيل است :
1 - اوْلى آن است كه از مواد مست كننده جامد نيز پرهيز شود مثل اينكه گياه خاصّى مستكننده باشد . امّا مواد مخدّر مانند حشيش و ترياك ، نجس نيست زيرا از مُسكرات نمىباشد « 3 »
2 - بنابر احتياط ، واجب است از آب انگورى كه به وسيله آتش يا حرارت خورشيد و ياخود به خود جوش آمده اجتناب شود و پاك نمىشود مگر اينكه دوسوّم آن بواسطه پختن كم شود . و اگر دوسوّم آن خود به خود يا با تصفيه كردن در پارچه يا ظرف سفالى يا به سبب وزيدن باد كمشود ، بنابر آنچه از ادلّه استفاده مىشود ، نجاست آن از بين نمىرود . آب كشمش نيز همين حكمرا دارد .
3 - بنابر احتياط ، واجب است از انگور و كشمشى كه در بين غذا و خورشت و مانند آن ، متلاشى ولِه شده اجتناب شود امّا انگور و كشمشى كه در ميان روغن سرخ شود اشكال ندارد .
4 - آب خرما و ساير انواع آب ميوهها ، اگر جوش بيايد اشكال ندارد مگر اينكه مست كند
هامش
( 1 ) نبيذ : شرابى است كه از انگور يا خرما بدست آمده .
( 2 ) فقّاع : شرابى است كه از آب جو يا ساير ميوهها تهيّه شده .
( 3 ) نجس نبودن مواد مخدّر به معناى حلال بودن آن نيست زيرا استفاده و استعمال مواد مخدّر متداول امروزى ، به خاطر ضرر زيادىكه دارد حرام مىباشد هر چند قايل به نجاست آن نباشيم .