تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
12 - ابوالدرداء مىگويد : رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود : « من أصبح معافى في جسده ، آمناً في سربه ، عنده قوت يومه ، فكأنّما خيّرت له الدنيا . يابن جعشم ، يكفيك منها ما سدّ جوعتك ، ووارى عورتك ، فإن يكن بيت يكنّك فذاك ، وإن يكن دابة تركبها فبخ بخ ، وإلّا فالخبز وماء الجرّة ، و ما بعد ذلك حساب عليك أو عذاب » « 1 » . « هركه صبح كند در حالى كه بدنش در عافيت ، و راه زندگىاش در امنيّت بوده ، وآذوقه روزش در نزدش باشد ، گويا دنيا به او داده‌شده است . اى فرزند جعشم ! از دنيا آنچه گرسنگى تو را سدّ كند ، و عورتت را بپوشاند ، كفايت مىكند . اگر خانه‌اى داشتى كه تو را ( از سرما و گرما ) بپوشاند كه چه خوب ، و اگر مركبى داشتى كه‌سوار شوى چه بهتر ، و گرنه نان و كوزه آبى بس است كه بيشتر از آن يا حساب دارد يا عذاب . » 13 - حضرت علىعليه السلام فرمود : « الزهد بين كلمتين من القرآن ، قال اللَّه تعالى : لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَاآتَاكُم « 2 » ) و من لم يأس على الماضي و لم يفرح بالآتي فقد استكمل الزهد بطرفيه » « 3 » « زهد و پارسايى در دو جمله قرآنى خلاصه شده است . خداوند فرمود است : « به آنچه از دست شما رفته دريغ و تأسّف‌نخوريد و به آنچه به شما رسيده شاد نشويد » . پس هر كس بر گذشته تأسّف نخورد و به آينده خوشحال نشود ، زهد را با هر دو طرفش‌به كمال رسانده است . »

حرص و طمع

دنيا همانند آب درياى شور است كه هرچه بيشتر بنوشى ، بيشتر تشنه مىشوى شخص مؤمن مىداند كه دنيا زوال‌پذير و عمر آن‌محدود است واو بايد از همه اوقات و فرصت و توانايى خود استفاده كند تا در معامله با خداوند ، بتواند بهشت برين براى خود بخرد ، و اين باور مانع از اين مىشود كه شخص مؤمن به دنيا حرص بورزد . در روايات اهل‌بيت‌عليهم السلام حقيقت و ماهيّت دنيا ودورى از حرص‌دنيا ، به خوبى معرفى شده است . پاره‌اى از آنها را باهم مىخوانيم : 1 - امام صادق‌عليه السلام فرمود : « أبعد ما يكون العبد من اللَّه عزّ وجلّ إذا لم يهمه إلّا بطنه وفرجه » « 4 » . « دورترين حالتى كه بنده از خداوند متعال پيدا مىكند وقتى است كه او جز به شكم و شهوتش اهتمام
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 63 ، ص 317 ، حديث 7 . ( 2 ) سوره حديد ، آيه 23 . ( 3 ) وسائل الشيعه ، ج 11 ، باب 63 ، ص 317 ، حديث 10 . ( 4 ) همان ، باب 64 ، ص 318 ، حديث 2 .