پس گفت : اى رسول خدا ! راه به ياد داشتن حق چيست ؟ حضرت فرمود :
« نسيان النفس » .
« فراموش كردن نفس . »
پس گفت : اى رسول خدا ! راه نزديك شدن به حق چيست ؟ حضرت فرمود :
« التباعد من النفس » .
« دورى جستن از نفس . »
پس گفت : اى رسول خدا ! راه انس گرفتن با حق چيست ؟ حضرت فرمود :
« الوحشة من النفس » .
« وحشت و نفرت از نفس . »
پس گفت : اى رسول خدا ! چگونه مىتوان به همه اينها رسيد ؟ حضرت فرمود :
« الاستعانة بالحقّ على النفس
» « 1 » .
« با استعانت و يارى جستن از حضرت حقّ براى مبارزه با نفس . »
4 - حضرت علىعليه السلام فرمود :
« جهاد النفس مهر الجنّة
» « 2 » .
« مبارزه با نفس ، كابين بهشت است . »
5 - ابو حمزه ثمالى روايت مىكند كه على بن الحسينعليه السلام مىفرمود :
« ابن آدم ! إنّك لا تزال بخير ما كان لك واعظ من نفسك ، و ما كانت المحاسبة لها من همّك ، و ما كان الخوف لك شعاراً والحزن لك دثاراً » « 3 » .
« اى فرزند آدم ! همواره در خير و خوبى خواهى بود اگر از نفس خود ، براى خود موعظهگر و اندرز دهندهاى داشته باشى ، و بهمحاسبه نفس خود همواره همّت بگمارى ، و ترس از خدا را شعار خود ، وحزن و اندوه را پرده و روپوش خود قرار دهى . »
كنترل اعضاى بدن
بر انسان لازم است كه اعضاى بدن خود را از آنچه كه باعث خشم وقهر خداوند مىشود ، باز داشته و كنترل نمايد و آنها را در راهخوشنودى خداوند فعّال نموده و به كار اندازد ، زيرا ايمانى وجود ندارد بدون عمل ، و عمل هم بهاعضاى بدن شخص مؤمن مرتبط است . در احاديثآمدهاست :
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل ، ج 2 ، كتاب الجهاد ، باب 1 ، ابواب جهاد العدو ، ص 270 ، حديث 5 .
( 2 ) همان ، حديث 10 .
( 3 ) همان ، ص 271 ، حديث 15 .