تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احكام عبادات (فارسى) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
مبارزه خود براى به هلاكت رساندن تو شكيباتر از تو در مبارزه با او باشد . زيرا ابليس در عين‌قوّت و قدرتش ، از نظر پشتوانه و تكيه‌گاه ، ضعيف‌تر از تو است ، و با اينكه شرارت زيادى دارد ، امّا ضرر و زيانش نسبت به قدرت ايمانىتو ، كمتر است اگر تو به خداوند ، اعتصام و تمسّك بجويى ، و كسى كه به خدا اعتصام جسته باشد ، به يقين به راه راست هدايت شده‌است . » 2 - حضرت علىعليه السلام فرمود : « إنّ رسول اللَّه‌صلى الله عليه وآله بعث سرية ، فلمّا رجعوا قال : مرحباً بقوم قضوا الجهاد الأصغر وبقي عليهم الجهاد الأكبر . فقيل : يا رسول اللَّه ، و ما الجهاد الأكبر ؟ قال : جهاد النفس » « 1 » . « پيامبر خداصلى الله عليه وآله سَرِيّه‌اى « 2 » را براى جهاد اعزام نمود ، وقتى آنان برگشتند ، حضرت فرمود : آفرين به مردمى كه جهاد اصغر رابه انجام رساندند امّا جهاد اكبر بر عهده آنان باقى مانده است . گفتند : يا رسول اللَّه ! جهاد اكبر چيست ؟ فرمود : جهاد با نفس . » 3 - مردى به نام « مجاشع » بر رسول خداصلى الله عليه وآله وارد شد و گفت : اى رسول خدا ! راه شناخت حق چيست ؟ حضرت فرمود : « معرفة النفس » . « شناخت نفس . » پس گفت : اى رسول خدا ! راه همراهى با حق چيست ؟ حضرت فرمود : « مخالفة النفس » . « مخالفت با نفس . » پس گفت : اى رسول خدا ! راه رسيدن به رضاى حق چيست ؟ حضرت فرمود : « سخط النفس » . « ناخشنودى نفس . » پس گفت : اى رسول‌خدا ! راه وصل به حق چيست ؟ حضرت فرمود : « هجرة النفس » . « هجران و بريدن از نفس . » پس گفت : اى رسول‌خدا ! راه اطاعت از حق چيست ؟ حضرت فرمود : « عصيان النفس » . « عصيان بر نفس . »
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل ، ج 2 ، كتاب الجهاد ، ابواب جهاد العدو ، ص 270 ، حديث 1 . ( 2 ) در تاريخ اسلام ( سَريّه ) به جنگى گفته مىشود كه حضرت رسول‌صلى الله عليه وآله شخصاً در آن شركت نداشته و يكى از اصحاب را به فرماندهى سپاهيان تعيين مىنموده‌اند .