3 - گاهى هم شكستن نماز واجب مىشود ، مثل اينكه نجات دادن جان انسان يا مالى كه حفظ آن از نظر شرع بر او واجب است ، به شكستن نماز بستگى داشته باشد .
4 - اگر مشغول نماز باشد و متوجّه شود كه در مسجد نجاستى وجود داشته يا اينكه در حال نماز نجاستى در مسجد به وجود آيد ، چنانچه بقاى نجاست باعث هتك حرمت مسجد يا به جهت ازدحام مردم ، موجب انتشار و پخش شدن نجاست شود ، واجب استكه نمازش را شكسته و مسجد را از نجاست پاك نمايد .
5 - اگر شكستن نماز بر نمازگزار واجب باشد ولى او در عين حال به نمازش ادامه داده و بهپايان برساند ، ظاهر اين است كه نماز اوصحيح است ، اگرچه به خاطر ترك واجب يعنى حفظ جان يا مال و يا پاك كردن نجاست از مسجد ، گناهكار شده است .
دوم - احكام شكهاى نماز
مقدّمه
قبلاز بيان احكام شكهاى نماز ، بايسته است دو مطلب را به عنوان مقدّمه بيان كنيم :
اوّل - حكم كردن به باطل شدن نماز در موردى كه نصّ و دليلى ندارد ، مشكل است و لذا احتياط مقتضى است كه در هنگام شك - مخصوصاً در بعضى از اقسام شكها كه طبق نظر مشهور فقها موجب باطل شدن نماز مىگردد و آن را بيان خواهيم كرد - تا جائى كهامكان دارد سعى كند نماز خود را به طور صحيح به جا آورده و سپس اعاده نمايد مثلًا اگر در شك ، طرف اقل صحيح و طرف اكثر باطلباشد مانند اينكه در نماز چهار ركعتى بين سه و پنج يا بين چهار و شش شك كند ، بنا را بر اقل بگذارد و نماز را تكميل كند و سپساعاده نمايد و اگر بين سه و چهار و شش شك كند ، بنا را بر اكثر صحيح ( يعنى چهار ) بگذارد و نماز را تكميل و بعد اعادهكند يا بنا را بر اقل ( يعنى سه ) گذارد و نماز را تكميل و سپس اعاده نمايد . بدين ترتيب احتياط در دورى كردن از باطلنمودن و شكستن نماز است بلكه تا حدّ امكان بايد نماز را به طور صحيح انجام دهد سپس از نو بجا آورد .
دوّم - يقين عبارت است از اينكه بدون شك و ترديد ، علم به چيزى داشته باشد مانند اينكه نمازگزار علم داشته باشد كه در ركعتاوّل يا سوم و يا غيره قرار دارد .
امّا شك آن است كه بين دو يا چند طرف قضيه به طور مساوى و برابر ، ترديد داشته باشد مثل اينكه ترديد داشته باشد كه درركعت دوّم است يا سوم و هر دو طرف براى او مساوى باشد و نتواند يك طرف را بر ديگرى ترجيح دهد .